المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
74
مروج الذهب ( فارسى )
غسيل الملائكه ، بجنگ او بيرون آمدند ، جنگى بزرگ رخ داد و خلق بسيار از بنى - هاشم و ساير قريش و انصار و ديگران كشته شدند ، از خاندان ابو طالب دو كس كشته شد ، عبد الله بن جعفر بن ابى طالب و جعفر بن محمد بن على بن ابى طالب ، از بنى هاشم ، از غير خاندان ابو طالب ، فضل بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب و حمزة بن عبد الله بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب ، و عباس بن عتبة بن ابى لهب بن عبد المطلب ، كشته شدند . هفتاد و چند نفر از ساير قرشيان و معادل آن از انصار و چهار هزار كس از مردم ديگر كه شماره شد ، بجز آنها كه شناخته نشده بودند ، بقتل رسيدند . مردم بعنوان بندگى يزيد بيعت كردند و هر كه از بيعت دريغ ورزيد از دم شمشير گذشت ، بجز على بن حسين بن على بن ابى طالب ، ملقب به سجاد و على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب . محمد بن اسلم در بارهء واقعهء حره گويد : « اگر روز حرهء واقم مارا بكشيد ، ما اول كسان هستيم كه در راه اسلام كشته شدهايم . ما شما را در بدر و خوار كرديم و با شمشيرهاى خود شما را به وضع بدى انداختيم » . مردم ، على بن حسين را ديدند كه بقبر پيمبر پناه برده بود و دعا ميخواند ، وى را پيش مسرف آوردند كه نسبت به دو خشمگين بود و از او و پدرانش بيزارى مىجست و چون او را بديد كه نزديك ميشد ، بلرزيد و جلو او برخاست و وى را پهلوى خود نشانيد و گفت : « حاجات خود را از من بخواه . » و در بارهء هر يك از كسانى كه در معرض كشتن بودند تقاضا كرد پذيرفته شد . پس از آن پيش مسرف برفت از على پرسيدند كه ديديم لبهاى تو تكان مىخورد چه ميگفتى ؟ گفت : « ميگفتم : « اللهم رب السموات السبع و ما أظللن و الارضين السبع و ما اقللن و رب العرش العظيم رب محمد و آله الطاهرين ، اعوذ بك من شره و ادرأ بك فى نحره أسألك أن تؤتينى خيره و تكفينى شره . » به مسلم گفتند تو در بارهء اين جوان و پدرانش ناسزا ميگفتى اما چون پيش تو آمد حرمتش داشتى . گفت : اين به اختيار من نبود كه دلم از ترس او پر شده بود . » .