المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
65
مروج الذهب ( فارسى )
شويم . » حسين گفت : « بدون شما زندگى صفائى ندارد . » و به حركت ادامه داد تا به سپاه عبيد الله بن زياد رسيد كه عمر [ 1 ] بن سعد ابى وقاص فرمانده آن بود و بسوى كربلا منحرف شد . در اين وقت پانصد سوار از خاندان و ياران خود با يكصد پياده همراه داشت . وقتى سپاه دشمن در مقابل حسين فراوان شد ، بيقين دانست كه مفرى نيست . گفت : « خدايا ميان ما و قومى كه ما را دعوت كردند كه ياريمان كنند و اكنون ما را مىكشند داورى كن . » و جنگ كرد تا كشته شد رضوان الله عليه . قاتل وى يكى از قوم مذحج بود كه سرش را بريد و آن را پيش ابن زياد برد و مىگفت : « ركاب مرا پر از طلا و نقره كن كه من پادشاه پردهدار را كشتهام ، كسى را كشتهام كه پدر و مادرش از همه كس بهتر و نسبش والاتر است . » ابن زياد وى را با سر پيش يزيد بن - معاويه فرستاد . وقتى بنزد يزيد وارد شد ابو برزهء اسلمى نزد وى بود . سر را پيش روى يزيد نهاد و او بنا كرد چوب به دهان سر بزند و مىگفت : « ما سر مردانى را كه دوست ما بودهاند مىشكافيم ، كه ظلم و بدى كردهاند . » ابو برزه به دو گفت : « چوب را بردار ، به خدا ديدم كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم ، دهان به دهان او گذاشته بود و مىبوسيد . » همهء سپاهيانى كه در مقتل حسين حضور داشتند و با او جنگ كردند و مرتكب قتل او شدند ، از اهل كوفه بودند ، و شامى در آن ميان نبود . همهء كسانى كه با حسين در روز عاشورا در كربلا كشته شدند ، هشتاد و هفت تن بودند ، يكى از آنها على اكبر بود و رجزى بدين مضمون ميخواند : « من على بن حسين بن على هستم . قسم به خدا قرابت ما به پيمبر از همه بيشتر است . به خدا پسر مدعى نسب بر ما حكومت نخواهد كرد . » از فرزندان حسن بن على ، عبد الله بن حسن و قاسم بن حسن و ابو بكر بن حسن كشته شدند . از برادران وى نيز عباس بن على و عبد الله بن على و جعفر بن على و عثمان بن على و محمد بن على ، و از فرزندان جعفر بن ابى طالب ، محمد بن عبد الله بن جعفر ، و عون
--> [ 1 ] در متن عربى همه جا « عمرو » با واو آمده ولى در اغلب تاريخها از جمله يكى از نسخه بدلهاى همين متن بدون ( واو ) ثبت شده است .