المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
56
مروج الذهب ( فارسى )
گفت : « چرا نگويم ، در صورتى كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم در بارهء من گفته است : « خدايا او را فقه دين و تأويل بياموز . » آنگاه ابن عباس از پس اين ، سخنى چنين گفت : « اى معاويه خداوند جل ثناؤه و تقدست أسماؤه ، پيمبر خود محمد صلى الله عليه و سلم را اصحابى داد كه جان و مال خويش را خاص او كردند ، و در همه جا در راه وى جانبازى كردند ، و خداوند در كتاب خويش به وصف آنها گفته كه « رحماء بينهم . » يعنى با يك ديگر مهربانند . بترويج دين قيام كردند و خير خواه مسلمانان بودند ، تا راه آن روشن و اساس آن استوار شد . و نعمت خدا آشكار گشت و دينش استقرار گرفت ، و رواج يافت ، و خداوند به وسيلهء ايشان شرك را خوار كرد ، و سران مشركين را از ميان برداشت و آثار شرك را محو كرد ، و گفتار خدا برترى يافت و گفتار كافران پستى گرفت ، پس صلوات و رحمت و بركات خدا بر اين جانهاى پاك و روحهاى پاكيزهء و الا باد كه در زندگى دوستداران خدا بودند و از پس مرگ زندهاند كه خير خواه بندگان خدا بودند ، و پيش از آنكه بميرند بآخرت رفتند و هنوز در دنيا بودند كه از آن برون شده بودند . » معاويه سخن او را بريد و گفت : « بسيار خوب اى ابن عباس سخن ديگر بگو . »