المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

76

مروج الذهب ( فارسى )

فزونى طرب . جالينوس گويد طربناكى سياه پوست از آنجاست كه مخش معيوب است و به همين جهت عقلش خلل دارد . هم جالينوس دربارهء طرب سياهان و اينكه خوشحالى بر ايشان غلبه دارد و امتياز زنگان از سياهان ديگر بطربناكى مطالبى آورده كه در كتابهاى سابق خود ياد كرده‌ايم . يعقوب بن اسحاق كندى در يكى از رسائل خود دربارهء تأثير موجودات علوى و اجسام سماوى در اين جهان گويد : همهء چيزهايى را كه خداى تعالى آفريده بعضى را علت بعضى ديگر كرده ، علت در معلول خود به حكم عليت اثر مىكند اما معلول در علت فاعلى خود اثر نميكند نفس علت فلك است نه معلول آن و فلك در آن اثرى ندارد ولى طبع نفس چنان است كه اگر چيزى را نيابد تابع مزاج تن مىشود چنان كه در زنگى هست كه جاى او گرم است و موجودات فلكى در آن اثر كرده و رطوبت را بقسمت بالاى او جذب كرده و ديده‌اش را سپيد و لبش را كلفت و بينيش را پهن و بزرگ و سرش را بسبب حدت رطوبتها به بالاى بدن ، قطور كرده بدين جهت مزاج دماغش از اعتدال بگشته كه عمل نفس در آن كاملًا آشكار نتواند شد و ادراك وى تباه شده و اعمال عقلانى از او برون شده ، و كسان از متقدم و متأخر دربارهء علت تكوين سياهان و محلهاى ايشان نسبت بفلك و اينكه كدام يك از هفت سياره يعنى دو نير و پنج ديگر عهده دار كار ايشان بوده و بابداع ايشان پرداخته و در تنهايشان اثر كرده سخن آورده‌اند ولى اين كتاب ما خاص اين معنى نيست كه آنچه را در اين باب گفته‌اند ضمن آن بياريم اما همهء آنچه را در اين باره گفته اند با دلايلى كه آورده‌اند در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم و سخن منجمان متقدم و متأخر را كه كار ايشان را به زحل نسبت داده‌اند ياد كرده‌ايم . يكى از شاعران منجم و علماى نجوم از متأخران اسلام آنچه را گفتيم در شعر خويش آورده گويد :