المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

767

مروج الذهب ( فارسى )

تقريباً همه كسانى كه به سامه انتساب دارند مخالفان على هستند از جمله على بن جهم شاعر منتسب به سامه مخالف على بود و ما شمه‌اى از شعر و اخبار او را در كتاب اوسط آورده‌ايم مخالفت و دشمنى وى با على عليه السلام چنان بود كه پدر خويش را لعن ميكرد و چون سبب پرسيدند كه چرا او را در خور لعن ميداند گفت « براى آنكه مرا على ناميده است » على معقل بن قيس رياحى را بجانب آنها فرستاد و او حارث و ديگر مسيحىشدگان را در ساحل دريا بكشت و عيال و فرزندشان را اسير گرفت و اين در ساحل بحرين بود مصقلة بن هبيره شيبانى در آنجا از جانب على حكومت داشت زنان بر او بانگ زدند كه بر ما منت بگذار و او همه را به سيصد هزار درم بخريد و آزاد كرد و دويست هزار درم از بيت المال بپرداخت و سوى معاويه گريخت على گفت « خدا مصقله را با زشتى قرين كناد مانند آقاها رفتار كرد و چون بندگان گريخت اگر مانده بود هر چه ميشد از او ميگرفتم و اگر نداشت مهلتش ميدادم و اگر نميتوانست پرداخت كند از او مواخذه نميكردم » ولى آزادى اسيران را تاييد كرد مصقله در اين باب اشعارى گفت كه از جمله اينست « من زنان طايفه بكر بن وايل را واگذاشتم و اسيرانى از لوى بن غالب را آزاد كردم و بخاطر مال اندكى كه بناچار تلف شدنى بود از كسى كه پس از محمد از همه مردم بهتر است جدا شدم » و شاعر ديگر در همين باب گويد « مصقله در روز ناجية بن سامه معامله پر سودى كرد » مصقله اعمال و حيله‌ها داشت كه همه را با اشعارى كه در اين باب گفته است در كتاب اوسط آورده‌ايم . على بن محمد بن جعفر علوى درباره كسانى كه نسب به سامه بن لوى ميبردند گفته است :