المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

737

مروج الذهب ( فارسى )

روز ششم كه دوشنبه بود على سعيد بن قيس همدانى را كه سالار قبيله همدان بود بميدان فرستاد و معاويه ذو الكلاع را بمقابله او فرستاد و تا آخر روز با هم جنگيدند و عده‌اى كشته شد و دو گروه از جنگ دست كشيدند . روز هفتم كه سه شنبه بود على اشتر را با طائفه نخع و ديگران بميدان فرستاد و معاويه حبيب بن مسلمه فهرى را بمقابله او فرستاد و جنگى سخت در ميانه رفت و هر دو گروه پايمردى كردند و از مرگ نهراسيدند و از هر دو طرف كشته‌ها بود و زخميان اهل شام بيشتر بود . روز هشتم كه چهارشنبه بود على رضى الله تعالى عنه شخصاً با مهاجران و انصار از بدرى و غير بدرى و طائفه ربيعه و همدان بميدان رفت ابن عباس گويد « در اين روز على را ديدم كه عمامه‌اى سپيد داشت و گوئى دو چشمش چراغى فروزان بود و نزديك گروههاى مختلف سپاه ميايستاد و آنها را تشويق و ترغيب ميكرد تا به من رسيد كه با گروهى بسيار بودم و گفت : اى مسلمانان بانگ برداريد و زره‌ها را كامل كنيد و خدا را به ياد داشته باشيد و شمشير را قبل از كشيدن در نيام بجنبانيد و دشمن را بتندى بنگريد و ضربت را روى گوشت فرود آريد از دم شمشير ضربت زنيد نيزه را با شمشير و تير را با سر نيزه همراه كنيد و خوشدل باشيد كه در حمايت خدا و همراه پسر عم رسول خدائيد حمله كنيد و از فرار بپرهيزيد كه ننگ آيندگان و آتش روز حساب است » على سوار بر استر سپيد پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم بميدان رفت و معاويه با گروه شاميان بمقابله آمد و شب بازگشتند و هيچكس ظفر نيافته بود . روز نهم كه پنجشنبه بود على بميدان رفت و معاويه بمقابله آمد و تا نزديك ظهر بجنگيدند عبيد الله بن عمر بن خطاب پيشاپيش صف چهار هزار سبز پوش كه عمامه‌هائى از حرير سبز داشتند و داوطلب مرگ و خونخواهى عثمان بودند نمودار شد كه ميگفت :