المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
52
مروج الذهب ( فارسى )
او اجام شاه شد و راه بتپرستى گرفت و طغيان آورد و ستم پيشه كرد و يكى از ملوك بابل بنام فلعيعس كه از بزرگان ملوك آن ديار بود سوى وى تاخت و شاه اسرائيل را با وى جنگها بود و عاقبت شاه بابلى او را اسير كرد و شهرها و مساكن اسباط را بويرانى داد . در ايام وى ميان يهودان در كار دين خلاف افتاد و سامريان از جماعت جدا شدند و پيمبرى داود و پيمبران پس از او را انكار كردند و گفتند پس از موسى پيمبرى نبود و سران خويش را از اعقاب هارون بن عمران قرار دادند . هم اكنون كه سال سيصد و سى و دوم است سامريان در فلسطين و اردن در دهات متفرق چون قريهء معروف به عارا كه ميان رمله و طبريه است و ديگر دهات شهر نابلس اقامت دارند . و بيشترشان در همان شهر نابلس بسر مىبرند و كوهى بنام طوريك دارند ، سامريان نمازها دارند كه بوقت معين گزارند و بوقهاى نقره دارند كه بوقت نماز در آن دمند . همانها هستند كه به تعبير قرآن لا مساس يعنى دست مزن گويند . به پندار آنها نابلس بيت المقدس است كه شهر يعقوب عليه السلام است و مرتع وى آنجا بوده است اينان دو فرقهء مخالفند كه با ديگر يهودان نيز مخالفت دارند ، يكى از دو فرقه كوسان و ديگرى دورسان نام دارد ، يك فرقه به قدم عالم و مطالب ديگر معتقد است كه از بيم تطويل از ذكر آن صرف نظر ميكنيم كه كتاب ما تاريخ است نه كتاب عقايد و فرقهها . پادشاهى اجام تا هنگامى كه باسارت شاه بابلى در آمد هفده سال بود و چون وى اسير شد پسرش حزقيل بن اجام شاهى يافت و خداپرستى پيشه كرد و بگفت تا مجسمهها و بتها را بشكنند . در ايام پادشاهى وى سنجاريب پادشاه بابل به بيت المقدس تاخت و با بنى اسرائيل جنگهاى بسيار داشت و از كسان وى بسيار كشته شد و از اسباط مردم بسيار باسيرى گرفت پادشاهى حزقيل تا هنگام وفات بيست و هفت سال بود . پس از حزقيل پسرش بنام ميشا بپادشاهى رسيد و بد رفتارى وى سراسر كشور را گرفت . هم او بود كه شعيب پيمبر را بكشت و خدا قسطنطين پادشاه روم را بر - انگيخت تا با سپاه فراوان سوى وى تاخت و سپاهش را شكست و اسيرش كرد و