المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
648
مروج الذهب ( فارسى )
ذكر سخنانى كه او عليه الصلاة و السلام گفت و پيش از آن كس نگفته بود . ابو الحسن على بن حسين بن على بن عبد الله مسعودى گويد : خداوند پيمبر خود را رحمت جهانيان و مبشر همه كسان فرستاده بود و معجزات و دلائل روشن همراه او كرده بود قرآن معجز را آورد و با آن به تحدى كسانى برخاست كه در اوج فصاحت و كمال بلاغت بودند و در لغت و اقسام كلام از نامه و خطبه و سجع و مقفى و منثور و منظوم و شعر و تفاخر و ترغيب تقبيح و تشويق و وعده و عيد و مدح و ذم چيره دست بودند و قرآن را بگوششان فرو كرد و ذهنشان را به ناتوانى انداخت و اعمالشان را تقبيح كرد و افكارشان را مذمت كرد و ديانتهايشان را باطل شمرد و رؤسايشان را از ميان برد آنگاه خبر داد كه اگر همه با هم همدست شويد نخواهيد توانست نظير آن را بياريد و گر چه همديگر را يارى كنيد در صورتى كه قرآن عربى واضح بود . كسان درباره اسلوب و اعجاز قرآن اختلاف دارند غرض از اين سخن نقل گفتار مختلفان و منازعان نيست كه اين كتاب خبر است نه كتاب بحث و نظر . از او عليه السلام كه معجزات و دلايل و علامات نبوت بر صدق گفتارش قائم است روايت كردهاند و خلف از سلف نقل كرده است كه فرمود سخنان جامع خاص من است و هم فرمود سخن براى من مختصر شده است و از حكمت و سخن كم و كلمات كوتاه و مفيد كه معانى بسيار وجوه مختلف داشت و خاص او بود خبر