المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

646

مروج الذهب ( فارسى )

291 وفات او صلى الله عليه و سلم بسال يازدهم بود به ترتيبى كه در باب سابق همين كتاب وفات و مقدار عمر او را با سخنانى كه كسان در اين باب گفته‌اند ياد كرده‌ايم وفات فاطمه دختر رسول الله ( صلى الله عليه و سلم ) نيز در همين سال بود اختلاف كسان را دربارهء عمر او و مدتى كه پس از پدر خويش زندهء بود و اينكه عباس بن عبد المطلب با شوهرش على بر او نماز كردند ياد كرده‌ايم . بعد از وفات فاطمه شوهرش على از غم مرگ او سخت بناليد و بگرييد و فغان كرد و شعرى گفت بدين مضمون : « اجتماع هر دو دوست بفراق ميكشد اما هر چه بجز مرگ باشد نا چيز است اينكه من فاطمه را از پى احمد از دست دادم نشان ميدهد كه دوست دائم نمىماند » همه فرزندان او ( صلى الله عليه و سلم ) بجز ابراهيم از خديجه بود وى صلى الله عليه و سلم قاسم را داشت كه كنيه از او گرفته بود و بزرگتر فرزندانش بود و رقيه و ام كلثوم كه به عقد ازدواج عتبه و عتيبه پسران ابو لهب در آمده بودند و مطلقه شدند و حكايت آن دراز است و عثمان بن عفان هر دو را يكى پس از ديگرى بزنى گرفت و زينب كه زن ابى العاص بن ربيع بود و اسلام ما بين آنها جدائى آورد آنگاه ابى العاص مسلمان شد و زينب را به همان عقد اول به دو داد و اين قصه كه چگونه پيمبر عليه السلام زينب را به ابى العاص دادهء ما بين علما مورد اختلاف است . ابو العاص دخترى بنام امامه آورد كه على پس از وفات فاطمه عليهما السلام با وى ازدواج كرد . پيمبر عليه الصلاة و السلام بعد از بعثت عبد الله را داشت كه سه نام داشت و او را طيب و طاهر نيز گفتند از اين جهت كه در اسلام زاده بود و فاطمه و ابراهيم را نيز داشت . و ما در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط از مولد او عليه السلام تا مبعث و 291