المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

635

مروج الذهب ( فارسى )

و پنجشنبه در قبا بود روز جمعه چاشتگاه به راه افتاد و مردم انصار طايفه بطايفه آمدند و هر گروه تقاضا داشتند پيش آنها فرود آيد و مهار شتران را ميگرفتند كه آن را ميكشيد و ميفرمود « بگذاريد برود كه مامور است » هنگام نماز به محل طايفه بنى سالم رسيد و با آنها نماز جمعه گذاشت و اين اولين نماز جمعه بود كه در اسلام به پا شد شمار كسانى كه نماز جمعه گذاشت و اين اولين نماز جمعه بود كه در سلام به پا شد شمار كسانى كه نماز جمعه با آنها كامل مىشود مورد اختلاف است شافعى و گروهى ديگر با او گفته‌اند كه به پا داشتن جمعه واجب نيست تا عده نماز گزاران چهل كس يا بيشتر باشد و كمتر از اين كافى نيست و فقيهان كوفه و ديگران بخلاف او رفته‌اند . نماز وى در دره‌اى بود كه تاكنون بنام دره رانونا معروف است آنگاه بر شتر نشست و يك راست برفت و كسى جلوش را نگرفت تا به محل مسجد مدينه رسيد اين محل از دو طفل يتيم از طايفه بنى نجار بود شتر آنجا زانو زد آنگاه كمى برفت و برگشت و زانو زد و بخفت و پيمبر ( صلى الله عليه و سلم ) حكم آفريدگار و توفيق او را رعايت ميكرد پس از آن از شتر فرود آمد و به خانه ابو ايوب انصارى رفت وى خالد بن كليب بن ثعلبة بن عوف بن سحيم بن مالك بن نجار بود و يك ماه در خانه او بماند تا محل مسجد را بخريد و مسجد را بساخت انصاريان اطراف او را گرفتند و از حضورش خرسند شدند و تاسف ميخوردند كه چرا زودتر يارى او نكرده‌اند صرمة بن ابى انس يكى از بنى عدى بن نجار ضمن قصيده‌اى در اين باب گويد : « ده و چند سال ما بين قريش بسر برد و تذكار داد مگر دوستى همدل بيابد و چون پيش ما آمد خدا دين وى را قوت داد و از شهر مدينه خرسند و خوشنود گشت ما با همه مردمى كه او دشمنى دارد دشمنى ميكنيم اگر چه دوست يك رنگ ما باشند » هيجده ماه پس از اقامت مدينه روزه رمضان را مقرر فرمود و قبله را سوى كعبه معين كرد گويند سى و دو سوره قرآن در مدينه به دو نازل شد . آنگاه