المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
621
مروج الذهب ( فارسى )
را تحريف ميكنند و حق را با وجود آنكه ميدانند نهان ميدارند و منكر پيمبران بوده و معجزات و آيات و دلايل و نشانهها را كه خدا عز و جل بدست عيسى بن مريم و بدست پيمبر ما محمد صلى الله عليه و سلم نمودار كرده نپذيرفتهاند خدا عز و جل بما خبر داده كه اقوامى را بسبب انكار پروردگار هلاك كرده است چنان كه او عز و جل فرمايد « حادثه رخ دادنى ، چيست ؟ ثموديان و عاديان حادثه ويران كننده را تكذيب كردند اما ثموديان به صيحه خارق العاده هلاك يافتند اما عاديان بباد سخت طوفانى هلاك يافتند » تا آنجا كه گويد « ايا باقيماندهاى از آنها مىبينى ! » بعلاوه پيمبر فرموده « آنها كه رشته نسب تعيين ميكنند دروغ ميگويند » و فرمود كه نسب را فقط تا معد ببرند و از آن بالاتر نبرند كه ميدانست دورانها بوده و قومها بودهاند كه گذشته و فانى شدهاند . اگر نبود كه نفوس بتازه راغبتر است و نوادر را دوستتر دارد و بسخن كوتاه مايلتر است از اخبار متقدمان و سرگذشت ملوك گذشته بسيارى مطالب را كه در اين كتاب نياوردهايم ياد ميكرديم اما در اينجا فقط نكات آسان را باختصار نه مشروح آوردهايم كه در همه اين مسائل بر تاليفات سابق خود تكيه داشتهايم و چون خداوند عز و جل كيفيت و حقيقت نيت را بداند انسان را يارى كند تا از خطر سالم ماند . ما در اين كتاب در حدود طاقت و امكان و اختصار از هر رشته علم و هر باب ادب شمهها آوردهايم كه هر كه بنگرد بشناسد و هر كه ببيند از آن تذكار جويد . اكنون كه خلاصه مسائلى را كه از علوم و اخبار جهان مورد حاجت مبتدى و منتهى است ياد كرديم نسب پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم و مولد و مبعث و هجرت و وفات او را با ايام خليفگان و ملوك دوران بدوران تا وقت حاضر ياد ميكنيم . بسيارى اخبار را در اين كتاب نياورديم بلكه از بيم تفصيل و ايجاد ملال به اشاره بس كرديم كه خردمند نبايد بنيه را بيش از طاقت آن بار كند و آنچه در خميره نفس نيست از آن بخواهد كه الفاظ به اندازه معانيست و لفظ بسيار در