المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

613

مروج الذهب ( فارسى )

كه چون از بالاى بارو بدرون شهر مينگريستند خويشتن را پائين ميافكندند و ميگفتند كه به نعيم دنيا و آخرت رسيده‌اند و خبر شهرى كه باروى آن از قلع است و در بيابانهاى هند بر ساحل درياى حبشى است و اخبار ملوك هند كه بدانجا نتوانستند رسيد و دره ريگى كه به طرف آن روانست و معبدهائى كه در هندوستان براى بتان به شكل موجودات سماوى كه گفتم از روزگار قديم در آنجا مرسوم شده است ساخته‌اند و خبر معبد بزرگى كه در ديار هند هست و موسوم به ادرى است و هندوان از نقاط دور به آنجا روند و شهرى را وقف آن كرده‌اند و اطراف آن هزار اطاق است كه در آنجا كنيزكانند كه نبايدشان ديد كه اين بت بنزد هندوان سخت محترم است و خبر بتخانه‌اى كه در مولتان سند بر ساحل رود مهران هست و خبر سندان كه كسرى در ديار قرماسين دينور از توابع كوفه ساخته است و بسيارى از اخبار جهان و خواص نواحى و بناها و كوهها و بدايع مخلوق آن از حيوان و غير حيوان از ذكر همه اينها صرف نظر كرديم كه همه را در كتابهاى سابق خود گفته‌ايم و هم ميوه‌هاى خاص هر شهر را در قلمرو اسلام و ممالك ديگر و امتيازات اهل شهر را از لحاظ لباس و اخلاق و غذا و نوشيدنى و عادات و عجايب هر شهر گفته‌ايم و اخبار درياها را با آنچه درباره اتصال آن به يكديگر و يكى بودن آبهايشان گفته‌اند و آفت‌ها كه بهر دريا رخ ميدهد و جواهرات خاص كه در آن هست چون مرجان كه بدرياى مغرب پديد ميايد و بدرياهاى ديگر نيست و لولو كه خاص درياى حبشى است سخن آورده‌ايم . يكى از پادشاهان جهان ما بين قلزم و بحر الروم راهى حفر كرد اما به علت بلندى قلزم و گودى درياى روم كار او انجام نگرفت و خدا عز و جل چنان كه در كتاب خويش خبر داده اين را مانع اتصال دو دريا كرده است محلى را كه از سمت درياى قلزم حفر كرده بود معروف به ذنب التمساح است و يك ميل تا قلزم فاصله دارد و پل بزرگى روى آن هست و كسانى كه از مصر به حج ميروند از روى آن عبور ميكنند از اين