المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
609
مروج الذهب ( فارسى )
سپاه فيلان باشكوه و قهرمانان را سوى ايشان آورد » عدى بن زيد عبادى نيز در باره كشته شدن نضيره و خيانتى كه با پدر خويش كرد و راه قلعه را بشاپور نشان داد شعرى بدين مضمون گفت : « از قصر بليهاى بر قلعه خضر فرود آمد كه ساكن قصر را نابود كرد دخترى بود كه پدرش از محنت او مصون نماند و سرنوشت خويش را بفنا داد ، اهل خويش را هنگام شب تسليم كرد و پنداشت كه سالار او را بزنى خواهد گرفت ولى نصيب عروس اين بود كه وقتى صبح شد خون در دنبالههاى او جارى شود . » و در اين باب شعر بسيار هست . در سرزمين عراق بنزديك مدينة السلام آتشكدهاى هست كه ملكه پوران دختر خسرو پرويز در محل معروف به استنيا بنا كرده است آتشكدههائى كه مجوسان در عراق و فارس و كرمان و سيستان و خراسان و طبرستان و جبال و آذربايجان و اران و هند و سند و چين ساختهاند فراوان است كه از ذكر آن صرف نظر كرديم و فقط آتشكدههاى مشهور را ياد كرديم . يونانيان معبدهاى بزرگ بسيار داشتند مانند خانه بعل همان بتى كه خداوند عز و جل از آن ياد كرده و فرموده « آيا بعل را ميخوانيد و بهترين آفريدگاران را وا ميگذاريد ؟ » خانه بعل در شهر بعلبك از توابع دمشق در ناحيه سنير بود يونانيان براى اين معبد يك قطعه زمين را ما بين جبل لبنان و جبل سنير انتخاب كرده و آنجا را بتخانه قرار داده بودند آنجا دو خانه بزرگ است كه يكى از ديگرى قديمتر است و نقشهاى عجيب دارد كه در سنگ تراشيدهاند و نظير آن را با چوب نميتوان تراشيد تصويرها بسيار مرتفع و سنگ آن بسيار بزرگ و ستونها بلند و شگفتانگيز است و ما خبر اين معبدها را با كشتارى كه درباره سر دختر پادشاه رخ داد و خونريزيها كه در اين شهر شد ياد كردهايم . در دمشق نيز معبد بزرگى بود كه بنام جيرون معروف بود و ما خبر آن را