المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

590

مروج الذهب ( فارسى )

هر يك صد ذراع و كمتر طول داشت و براى آويختن آن نيزه‌ها و چوبها نصب كرده بودند كه قوت باد پارچه حريران را بهر سو ميكشانيد گويند يك روز باد يكى از اين پارچه‌هاى حرير را بربود و بينداخت و در پنجاه فرسخى و بقولى بيشتر آن را گرفتند و اين نشان ارتفاع بنا و استوارى آنست و خدا بهتر داند مساحت محوطه اين بنا ميلها بود كه از ذكر آن چشم پوشيديم كه قصه ارتفاع ديوار اين بنا و عرض آن سخت معروفست . مسعودى گويد : يكى از اهل روايت و تحقيق گويد كه بر در نوبهار بلخ به فارسى نوشته بود كه بود اسف گويد دربار پادشاهان به سه چيز نيازمند است « عقل و صبر و مال » و زير آن به عربى نوشته بود بود اسف نادرست گفته مرد آزاده اگر يكى از اين سه چيز را داشته باشد ميبايد ملازم دربار سلطان نشود . خانه پنجم خانه غمدان بود كه در صنعاى يمن بود و ضحاك آن را بنام زهره ساخته بود و عثمان بن عفان رضى الله عنه آن را ويران كرد و اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو ويرانه آن به صورت تپه‌اى بزرگ بجاست و هنگامى كه على بن عيسى بن جراح وزير به صنعا رفت در آنجا آبگاهى بساخت و چاهى حفر كرد . و من غمدان را بديدم كه توده و تپه‌اى ويرانه بود چون كوه خاكى و گوئى اصلا نبوده بود . اسعد بن يعفر صاحب قلعه كحلان و صاحب قلاع يمن كه اكنون فرمانرواى يمن است ميخواست غمدان را بنا كند اما يحيى بن حسين حسنى گفت دست به اين كار نزند زيرا ميبايست بناى آن بدست جوانى انجام گيرد كه از سرزمين مارب و - سرزمين سبا خروج مىكند و در يكى از نواحى جهان نفوذى بزرگ خواهد داشت . اميه جد امية بن ابى الصلت كه نامش ربيعه بود و بقولى ابو الصلت پدرش ضمن مدح سيف بن ذى يزن شعرى آورده بود و بقولى ممدوح اين شعر معديكرب بن سيف بود كه ميگويد : « اى تاجدارى كه بر اوج غمدان كه خانه و اقامتگاه تو است تكيه زده‌اى