المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
526
مروج الذهب ( فارسى )
ديگر نهان بوده در مىيافتهاند . گروهى ديگر بر آن رفتهاند كه كهانت يك حالت لطيف نفسانى است كه از صفاى طبع و قوت نفس و دقت احساس پديد ميايد . بسيارى از مردم نيز گفتهاند كهانت از جانب شيطانى ميايد كه همراه كاهن است و چيزهاى نهان را به او خبر ميدهد به نظر اينها شيطانها استراق سمع ميكردند و آن را به زبان كاهن القا ميكردند و آنها نيز چيزها را به ترتيبى كه دريافت كرده بودند بمردم ميگفتند . خدا عز و جل در كتاب خويش از اين خبر داده و بحكايت گفتار جن فرموده « ما با آسمان تماس گرفتيم و آن را پر از نگهبانان قوى و شهابها يافتيم » « تا آخر قصه و اين گفتار خداى تعالى كه درباره جن فرمايد « گفتار آراسته به يكديگر القا ميكنند براى فريب » و هم اين گفتار او تعالى كه فرمايد « و شيطانها بدوستان خويش القا ميكنند تا با شما مجادله كنند تا آخر آيه » شياطين و اجنه غيب نميدانند بلكه چيزهائى از فرشتگان ميشنوند و استراق سمع ميكنند كه مقتضاى ظاهر اين گفتار او عز و جل كه فرمايد : « و چون ( سليمان ) بيفتاد جنيان بدانستند كه اگر غيب ميدانستند در عذاب خفتانگيز نمانده بودند . » گروهى بر اين رفتهاند كه سبب كهانت از ترتيبات فلكى است چونكه اگر بهنگام تولد عطارد در جايگاه شرف ثابت باشد و ديگر ستارگان مدبر يعنى دو نير و پنج ستاره ديگر در فواصل مساوى و نواحى متقابل و مناظر متوازى باشند مولود در نتيجه اشراق اين كواكب كاهن مىشود و پيش از وقوع از حوادث خبر ميدهد بعضى ديگر آن را نتيجه قرانهاى بزرگ دانستهاند . بسيارى از متقدمان و متأخران نيز بر اين رفتهاند كه كهانت علت نفسانى دارد و چون نفس نيرومند شود و فزونى گيرد طبيعت را مقهور كند و همه اسرار طبيعت را براى انسان كشف كند و همه مطالب عالى را به دو خبر دهد و بسبب دقت در