المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
34
مروج الذهب ( فارسى )
يافت كه اصل آن فالح بمعنى قاسم است . و ارفخشد بن سام بن نوح ، شالخ را فرزند آورد و شالخ دو فرزند آورد ، يكى فالغ بن شالخ كه زمين را تقسيم كرد و او جد ابراهيم عليه السلام بود ، ديگرى عابر بن شالخ كه پسرش قحطان بن عابر بود و پسر او يعرب بن قحطان بود و او نخستين كس بود كه پسرانش به او درود ملك يعنى « شادزى » و « گزندت مباد » گفتند و بقولى اين درود را به ديگرى از ملوك حيره گفتند . قحطان پدر همه مردم يمن بود چنان كه انشاء الله در اين كتاب در باب خلاف مردم در نژاد مردم يمن بيايد ، و همو اول كس بود كه سخن عربى گفت و چون معانى را اعراب يعنى اظهار كرد سخنش عربى نام يافت و يقطن بن عابر بن شالخ ، پدر قبيلهء جرهم بود و قوم جرهم عموزادگان ايشان يعربند . جرهميان در يمن سكونت گرفتند و به عربى تكلم كردند آنگاه در مكه مقيم شدند و در آنجا ببودند چنان كه در اخبارشان بياريم و مردم قطورا عموزادگان ايشان بودند . پس از آن خدا اسماعيل عليه السلام را در مكه سكونت داد كه از جرهميان زن گرفت و اين قبيله خالهاى فرزندان اسماعيلند . اهل كتاب آوردهاند كه لمك بن سام بن نوح زنده است كه خدا عز و جل به سام وحى كرد كسى را كه به پيكر آدم گماشتى تا ابد زنده خواهم داشت ، زيرا سام بن نوح تابوت آدم را در ميان زمين به خاك سپرد و لمك را بقبر وى گماشت . وفات سام روز جمعه در ماه ايلول بود و عمرش تا آن دم كه خدايش قبض روح كرد سيصد سال بود . از پس سام پسرش ارفخشد كاردار زمين شد و عمر وى تا هنگامى كه خدايش قبض روح كرد چهار صد و شصت و پنج سال بود و وفاتش به ماه نيسان بود و چون خداوند ارفخشد را قبض روح كرد پسرش شالخ بن ارفخشد پا گرفت و عمرش تا آن دم كه خدايش قبض روح كرد چهار صد و سى سال بود . و چون خداوند شالخ را قبض روح كرد پسرش عابر پا گرفت و جهان آباد كرد و بروزگار وى حادثهها و نزاع در