المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

32

مروج الذهب ( فارسى )

زمينهايى كه اطاعت كرده وقتى حفر شود آب آن خوشگوار است و زمينهايى كه در قبول فرمان تأخير كرده خدايش به آب شور و شوره و نمكزار و ريگ عقاب كرده و آن آب كه از تمرد زمين در فرو بردن آب بجا مانده بگودالهاى زمين رفته و درياها از آنست و باقيماندهء آبى است كه زمين آن نافرمانى كرده و مايهء هلاك اقوام شده است . از اين پس در همين كتاب اخبار و اوصاف درياها را ياد خواهيم كرد . نوح با سه فرزندش سام و حام و يافث و سه عروسش و چهل مرد و چهل زن از كشتى فرود آمدند و بدامن كوه رهسپار شدند و در آنجا شهرى بنياد كردند و نام آن را ثمانين يعنى هشتاد نهادند كه اكنون نيز كه سال سيصد و سى و دوم است همين نام دارد نسل آن هشتاد نفر از ميان رفت و خداوند نسل مخلوق را بوسيلهء سه پسر نوح از او قرار داد و خداوند عز و جل از اين قصه خبر ميدهد كه گويد « و نسل او را باقى گذاشتيم » و خدا به اين تأويل داناتر است . و آن پسر نوح كه بجا ماند و نوح به دو گفت « پسرك من با ما سوار شو » يام بود . نوح زمين را ميان فرزندان خود تقسيم كرد و هر قسمت را بيكى اختصاص داد . فرزند خود حام را بواسطهء رفتارى كه با پدر كرد و معروفست نفرين كرد و گفت : « حام ملعون با دو بندگى برادران كنار » . سپس گفت « سام مبارك باد و يافث را خدا فزونى دهد و يافث بمسكن سام در آيد . » در تورات ديدم كه نوح از پس طوفان سيصد و پنجاه سال زنده بود و همهء عمر وى نهصد و پنجاه سال بود و جز اين نيز گفته‌اند . پس حام و فرزندانش در اقامتگاههايشان به خشكى و دريا جا گرفتند كه ترتيب آن را در اين كتاب مىآوريم و هم تفرقهء نژاد يافث و سام و حام را در زمين يا مسكن‌هايشان - ياد خواهيم كرد . سام در ميان زمين از ديار حرم تا خضر موت و عمان و عالج آرام گرفت و ارم بن