المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
485
مروج الذهب ( فارسى )
ذكر ديانتها و عقايد عرب بدوران جاهليت و پراكنده شدنشان در نواحى مختلف و خبر اصحاب فيل و عبد المطلب و مطالب ديگر مربوط به اين باب مسعودى گويد : عربان در جاهليت فرقهها بودند بعضى موحد بودند و بوجود آفريدگار اقرار داشتند و بعث و نشور را تصديق ميكردند و معتقد بودند كه خداوند ، فرمانبردار را ثواب ميدهد و نافرمان را عقاب مىكند سابقا در همين كتاب و كتابهاى ديگرمان از كسانى كه در ايام فترت به خدا عز و جل دعوت ميكرده و اقوام را به آيات وى توجه ميدادهاند چون قس بن ساعدهء ايادى و رئاب شنى و بحيراى راهب كه اين دو تن از عبد القيس بودهاند سخن داشتهايم . بعضى عربان بوجود آفريدگار معترف بودند و حدوث عالم را مسلم ميشمردند و بعث و معاد را قبول داشتند ولى منكر پيمبران بودند و به پرستش بتان قيام ميكردند و همين گروهند كه خدا عز و جل بحكايت گفتارشان فرمود « ما بتان را فقط به اين منظور ميپرستيم كه ما را به خدا تقرب دهند » همين گروه بودند كه به زيارت بتان ميرفتند و براى آن قربانى ميكردند و مراسم خاص بجا مياوردند و براى آن حلال و حرام ميكردند . بعضى ديگر بآفريدگار معترف بودند اما پيمبران را و معاد را منكر بودند و بگفتار دهريان تمايل داشتند همينانند كه خداوند از كفرشان خبر داده و فرموده « گويند جز زندگى اين دنياى ما هيچ نيست كه بميريم و زندگى كنيم و جز زمانه