المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
472
مروج الذهب ( فارسى )
ميشدند و نام تبع بر ايشان اطلاق نميشد خداوند عز و جل در قصه قريش و آن تفاخر كه به نيرو و جمعيت خويش ميكردند گويد « آيا آنها بهترند يا قوم تبع ؟ » كه تبع وارد حرم شد و خانه سايهاى را براى او برانگيخت و او را بسبب تبعهاى كه داشت تبع گفتند از عبد الله بن عباس اينطور روايت كردهاند . تبع ابو كرب در زمين سفر كرد و مملكتها بگرفت و زبون كرد و بدوران ملوك الطوائف ، عراق را بگرفت ، در آن وقت سر طوايف جوذر پسر شاپور بود . ابو كرب با يكى از ملوك طوايف بنام قباد روبرو شد و اين آن قباد پسر فيروز ساسانى نبود ، كه قباد شكست خورد و ابو كرب ملك او را بگرفت و بر عراق و شام و حجاز و بسيارى از مشرق پادشاهى كرد تبع در اين زمينه بتذكار اعمال خويش گويد : « وقتى اسبان خويش را از ظفار برون رانديم ملك قباد را بگرفتيم و پسر اقلود به پا ايستاده در زنجير بود ، خانهاى را كه خدا حرام كرده كتان و برد پوشانيديم و ده ماه آنجا بمانديم و براى آن كليد معين كرديم آنگاه هفت بار به خانه طواف برديم و بنزد مقام سجده كرديم » و هم او گويد « من تبع يمانى نباشم اگر اسبان در سياهبوم عراق بجولان نيايد و ربيعه به زور خراج ندهد مگر اينكه موانع مرا از اين كار باز دارد » قوم نزار بن معد با او حادثهها و جنگها داشت و قوم معد بن ربيعه و مضر و اياد و انمار بر ضد وى فراهم شدند و بنام پدر بزرگ خود نزار هم سخن شدند و خونها و انتقامها كه در ميانه بود بخشيدند و جنگ بنفع آنها و ضرر تبع شد . ابو دواد ايادى در اين باب گويد : « باجى كه بر تبع نهاديم اسبان خوب و كيسه طلا بود . ابو كرب گريزان برفت كه بزدل و دروغگو بود . » و ما مبدأ نسبها را از ابراهيم عليه الصلاة و السلام ببعد تا فرزندان اسماعيل و انشعاب نسبها را تا نزار بن معد و انشعاب كسان را از نزار بن معد بن عدنان در كتاب اوسط آوردهايم . اكنون در اينجا خبر چهار پسر نزار را با افعى