المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

386

مروج الذهب ( فارسى )

اين نوع زمرد همچشمى كنند چنان كه ملوك هند و چين در مورد زمرد بحرى همچشمى كنند . و نوع چهارم را اصم گويند كه پستتر و كم بهاتر از همه است و سبزى و آب كمتر دارد و سبزى اين قسم به كم و بيش گونه‌گون است بطور كلى در اين چهار نوع نكوتر و گرانبهاتر از همه آنست كه پر آبتر و صاف‌تر و سبز تر است و خط سياه و زرد و رنگ ديگر و رگه ندارد و اگر چنين باشد در نوع خود در كمال نيكى و مرغوبى است بعضى از سنگهاى زمرد تا پنج مثقال وزن دارد و كوچكتر تا اندازه عدس نيز هست كه از آن گردن بند و چيزهاى ديگر ترتيب دهند عيوب اين جواهر بسيار است از جمله لكه و سنگ و رگه‌هاى سپيد است كه بدان آميخته باشد به نظر كسانى كه اين جواهر را شناسند و بدان علاقه دارند بى گفتگو است كه مار و افعى و ديگر اقسام مار وقتى زمرد خالص را ببيند از چشمش آب بريزد و اگر مار گزيده بلا فاصله به اندازه دو دانگ زمرد خالص بياشامد از سرايت زهر به همه تن مصون ماند و هيچ مارى به معدن و محل زمرد نزديك نشود . زمرد سنگى نرم و سست است و اگر به آتش رسد آهك شود . ملوك يونان و ملوك روم كه پس از ايشان بودند اين گوهر را به جهت خواص عجيب و منافع فراوان كه دارد و از اين جهت كه از همه گوهرهاى معدنى سبكتر است اهميت بسيار ميدادند و از جواهرات ديگر برتر ميشمردند . و اين چهار نوع غالباً در رگه‌هاى زمين يافت شود و اگر از كجى و خوردگى سالم باشد و يك نواخت و مستطيل يا مدور باشد بكمال مرغوبى است و بدتر از همه آنست كه در معدن به خاك بياميزد و از ميان خاك بر آرند و گاه باشد كه بر زمين اين معدن در هموارى و كوه و پست و بلنديها از دو نوع زمرد مغربى و اصم كه از پيش ياد كرده‌ايم يافت شود . از ولايت سندان هند و حدود كنبايه كه از مملكت بلهرا فرمانرواى مانكير است و سابقاً در همين كتاب از او ياد