المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
376
مروج الذهب ( فارسى )
بعد از آن هرگز از شتر رم نكرد و چنان با شتر خو گرفت كه گوئى شتر است زيرا چون بزرگى فيل را ديده بود شتر را كوچك ميشمرد . هر حيوان زباندارى ريشه زبانش به طرف داخل و سر آن بخارج است . مگر فيل كه سر زبانش به طرف داخل و ريشه آن به طرف خارج است . هندوان پندارند اگر زبان فيل وارونه نبود زبان به او ميآموختند و سخن توانست گفت هندوان فيل را احترام كنند و بحيوانات ديگر برترى دهند كه صفات نيكوى بسيار و از جمله پيكر بلند و جثه بزرگ و منظر زيبا و صداى كوتاه و خرطوم دراز و گوش پهن و پاى بزرگ و رفتار نرم و عمر دراز و تن سنگين دارد و هر چه پشت آن بار كنند اهميت ندهد و با وجود درشتى پيكر و بزرگى اندام چون بنزديك انسان گذرد راه رفتن آن احساس نشود تا مقابل او رسد كه قدم نيك بر ميدارد و رفتار ملايم دارد . عمرو بن بحر جاحظ در كتاب الحيوان در وصف فيل مبالغه كرده و مدح بسيار آورده و وعده داده كه از وضع و هيكل و ساختمان عجيب و اعضاى شگفتانگيز و ادراك درست و احساسات ظريف و استعداد تربيت و تلقينپذيرى فيل و اعضاى معتبر و قسمتهاى جالب كه در تن آن هست با منفعتها و ضررها كه دارد و فضيلت ادراك كه مايه امتياز آن از حيوانات است با نشانهها و دلايل روشن كه در آن هست و خداوند بديده خلق نمودار كرده و تفاوتى كه در ادراك فيل با عقل بندگان نهاده و فيل را مقيد بندگان كرده و براى آنها نگه داشته تا وضوح دلايل خويش را بيفزايد و كسان را بكمال نعمت خود متوجه دارد با آنچه خداوند در كتاب ناطق و خبر صادق خويش ياد كرده و آنچه در احاديث معروف و امثال جارى و تجربيات درست هست با سخنانى كه شعرا درباره آن گفته و فصحا به زبان آورده و آنچه علما در امتياز آن گفته و حكما در عجايب آن برشمردهاند با وضع فيل بنزد ملوك و منافع آن در جنگها و تفاوت آن در نظرها و اهميت آن در دلها و راز طول عمر و نيروى تن و شخصيت و استقلال راى و كينهتوزى و دقت و انتقامجوئى