المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

353

مروج الذهب ( فارسى )

شيشه پديد آيد و نيز اگر آب قليا و مرتك را كه مردار سنگ است بيك جا كنيم حاصل آن چون كف سپيد شود و اگر آب قليا را با آب زاج بياميزيم از اختلاط آن رنگى سرخ پديد شود چنان كه اگر ماديان و الاغ را براى تخم گيرى جفت كنيم استر پديد آيد و اگر اسب نر را با الاغ ماده جفت كنيم استر كم جثه خبيث و مكار پديد آيد كه آن را كودن گويند و ما از نتايجى كه در صعيد مصر در مجاورت حبشه هست و اينكه از جفت گيرى گاو و ماده الاغ ، الاغ نر و گاو ماده ، حيوان عجيبى بوجود ميايد كه نه الاغ است و نه گاو چون استر كه نه اسب است و نه الاغ و هم از طريقه جفت گيرى اقسام حيوان و جفت گيرى نباتات كه پيوند زدن نهال و درخت است و تغييراتى كه در طعم و مزه پديد مياورد ، از همه اينها در كتاب « القضايا و التجارب » كه در اقسام كشاورزى و مسائل ديگر است سخن آورده‌ايم و از شناخت خاصيت چيزها و عجايب طلسمها سخن گفته‌ايم و اين بابى مفصل است كه تذكار شمه‌اى از آن جايگزين همه تواند شد كه جزء نمونه كل است و اندك نشانه بسيار است . ممكنست اين خاصيت‌ها و طلسم‌ها و چيزها كه حركات مذكور را در جهان پديد مياورد و دافع و مانع و طارد و جاذب است و در حيوانات اثر دارد و اعمال ديگر همانند دفع و جذب انجام ميدهد ، اين همه آيت بعضى پيمبران اقوام سلف بوده است كه خدا آن را چنين كرده تا دليل و اعجاز و نشان صديق و امتياز او از ديگران باشد تا امر نهى خدا را با آنچه در آن وقت صلاح خلق است ابلاغ كند آنگاه خدا پيمبر را ببرده و علوم وى و چيزها كه خداوند نمودار كرده بدست مردم بمانده است و مايه آن چنان كه بگفتيم از خداست كه همه آنچه بگفتيم ممكن است نه واجب و نه ممتنع و خدا بهتر داند . مسعودى گويد : اكنون بموضوع اخبار ملوك مصر باز ميگرديم . پس از گذشتن پادشاهى دلو كه پير در كوس بن بلوطس بپادشاهى رسيد