المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

335

مروج الذهب ( فارسى )

يافت و مقياسى در حلوان ترتيب داد كه بر مبناى ذراع كوتاه بود . و حلوان بالاى فسطاط است . آنگاه اسامة بن زيد تنوخى در جزيره موسوم به جزيره صناعت مقياسى نهاد و اين جزيره ما بين فسطاط و جزيره است و از فسطاط بر پل بدانجا روند و از آنجا بر پل ديگر به جيزه روند كه بر سمت غربى است و فسطاط بر سمت شرقى است و اين مقياس كه اسامة بن زيد تنوخى نهاد بيشتر از همه به كار ميرود و آن را بروزگار سليمان بن عبد الملك بن مروان نهاده‌اند . و همانست كه در وقت حاضر يعنى بسال سيصد و سى و دو نيز به كار ميرود . سابقاً با مقياس منف نيز اندازه ميگرفتند سپس به كار بردن آن متروك شد و مقياس جزيره كه در ايام سليمان بن عبد الملك ترتيب داده شده بود معمول شد در اين جزيره مقياس ديگرى هست كه احمد بن طولون ترتيب داده و هنگام فزونى آب و وزيدن بادها و اختلاف جهت باد و بسيارى موج آن را به كار مىبرند . سابقاً زمين مصر از آباد و غير آباد از شانزده ذراع فزونى آب سيراب ميشد كه بندها استوار كرده و پلها ساخته بودند و خليج‌ها را لاروبى ميكردند . در مصر هفت خليج بود كه خليج اسكندريه و خليج مسخا و خليج دمياط و خليج فيوم و خليج سردوس و خليج منهى بود . و مصر بطوريكه مطلعان گويند از همه جا باغ بيشتر داشت زيرا به دو ساحل نيل از اول تا به آخر از اسوان تا رشيد باغستان بود و چون فزونى آب به نوزده ذراع ميرسيد آب وارد خليج منهى و خليج فيوم و خليج سردوس و خليج سخا ميشد خليج سردوس را دشمن خدا هامان براى فرعون حفر كرد و چون حفر آن را آغاز كرد مردم دهكده‌ها آمدند و تقاضا كردند كه خليج را از مجاور دهكده آنها عبور دهد و هر چه بخواهد مال به او بدهند . بدين ترتيب كار ميكرد تا مال فراوان بنزد او فراهم شد و همه را بنزد فرعون برد و چون مال را پيش او نهاد و درباره آن سؤال كرد ، كيفيت حال را به او خبر داد فرعون گفت « آقا بايد نسبت