المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
307
مروج الذهب ( فارسى )
او نيز بت ميپرستيد و سيزده سال پادشاهى كرد آنگاه پس از وى مقمس پادشاه شد كه بت ميپرستيد و مدت پادشاهيش سه سال بود آنگاه پس از وى غردانس كه بتپرست بود شش سال پادشاهى كرد . آنگاه پس از وى دقيوس شصت سال پادشاهى كرد وى نيز بت ميپرستيد و بسيار كس از مسيحيان بكشت و بهر جا تعقيب كرد . اصحاب كهف از اين پادشاه فرار كردند . كسان را درباره اصحاب كهف و رقيم اختلاف است بعضى بر آنند كه اصحاب كهف همان اصحاب رقيماند بعضى گفتهاند رقيم لوح سنگى بود بر در غار كه نام اصحاب كهف بر آن مرقوم رفته بود . بعضى ديگر گفتهاند اصحاب رقيم بجز اصحاب كهف بودهاند و هر دو جا را بسرزمين روم ياد كردهايم احمد بن طيب بن مروان سرخسى شاگرد يعقوب بن اسحاق كندى از محمد بن موسى منجم نقل كرده كه وقتى الواثق بالله او را از سر من - راى بديار روم فرستاده بود در آنجا محل اصحاب رقيم را كه محلى معروف به حارمى است ديده بود و ما قصه اصحاب كهف و محل و كيفيت احوالشان را تا بامروز با حكايت اصحاب رقيم و آنچه محمد بن موسى منجم درباره ايشان گفته و بليهاى كه از موكل ايشان به دو رسيده كه ميخواسته بود او را با مسلمانانى كه همراهش بودند با زهر بكشد همه را در كتاب اوسط آوردهايم و هم خبر سدى را كه ذو القرنين براى جلوگيرى ياجوج و ماجوج بنا كرد گفتهايم . مسعودى گويد : در كتاب « صور الارض و ما عليها من الابنية المعظمة و الهيا - كل المشيدة » ديدم كه عرض سد را ما بين دو كوه به غير از طول و ارتفاع نه درجه و نيم از درجات فلك تصوير كرده بود كه از اين قرار عرض آن از كوه تا كوه ديگر يكصد و پنجاه فرسنگ است و اين به نظر جمعى از اهل تحقيق و نظر محال مينمايد محمد بن كثير فرغانى منجم نيز آن را انكار كرده و در اين باره سخن گفته و نادرستى آن را بدليل وانموده است . احمد بن طيب كه المعتضد بالله او را بكشت در باره كهف و رقيم رسائل خاص دارد و ما همه مطالبى را كه در اين باب گفتهاند در