المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

248

مروج الذهب ( فارسى )

و بسبب تقرب پادشاه در كار وصول ماليات ايشان سهل انگارى شد و با ديگر ماليات دهندگان و آباد كنان املاك ستم روا داشتند كه املاك را رها كردند از ديار خويش برفتند و در املاك اهل نفوذ سكونت گرفتند و آبادى كم شد و املاك خرابى گرفت و ماليات كاهش يافت و سپاه و رعيت تباه شد و ملوك و اقوام اطراف طمع در ملك ايران بستند كه دانسته‌اند مايه‌هائى كه بوسيله آن پايه‌هاى ملك استقرار ميگيرد از ميان رفته است » چون شاه اين سخن از موبدان بشنيد سه روز در همانجا كه بود مقام گرفت و وزيران و دبيران و ديوان داران را احضار كرد كه دفترها بياوردند و املاك را از خاصان و اطرافيان بگرفتند و به صاحبانش پس دادند كه رسوم سابق را معمول داشتند و آبادى آغاز كردند و آنها كه ضعيف شده بودند نيرو گرفتند و زمين آباد شد و ولايت حاصل فراوان داد و مال بسيار بنزد خراجگيران فراهم آمد و سپاه قوت گرفت و مايه دشمنان ببريد و در بندها مجهز شد و شاه پيوسته مراقبت امور را به عهده گرفت و در كار خاص و عام نظر كرد و روزگارش سامان يافت و ملك بنظام آمد تا آنجا كه ايام او را عيد نام دادند كه فراوانى و بركت عام بود و عدالت شامل . آنگاه پس از او بهرام پسر شاه بهرام پسر بهرام پادشاهى يافت و پادشاهيش تا بمرد چهار سال و چهار ماه بود آنگاه پس از او هرمز پسر نرسى پسر بهرام شاه پسر بهرام دلير پادشاه شد و پادشاهيش هفت سال و بقولى هفت سال و نيم بود آنگاه پس از او هرمز پسر نرسى پسر بهرام كه دنباله نسب او را بگفته‌ايم پادشاه شد و مدت پادشاهيش هفت سال و پنج ماه بود . ابو عبيده معمر بن مثنى از عمر كسرى نقل كرده كه همه شاهان ساسانى تا اين پادشاه يعنى هرمز پسر نرسى در جنديشاپور خوزستان اقامت داشتند . يعقوب ليث صفار نيز ميخواست بتقليد شاهان ساسانى در جنديشاپور ساكن شود و هم در آنجا بمرد . بعدها اخبار معتمد خليفه را كه در اين شهر اقامت گرفت و در آنجا وفات كرد در همين كتاب خواهيم آورد .