المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

224

مروج الذهب ( فارسى )

پسر فذراسف پسر هنجدسف پسر ححيش پسر باتير پسر ارحدس پسر هردار پسر اسبيمان پسر واندست پسر هايزم پسر ارج پسر دورشزين پسر منوچهر شاه بود . وى از اهل آذربايجان بود و درباره نسب او مشهورتر اينست كه زرادشت پسر اسبيمان بود وى پيمبر مجوس است و كتاب معروف را همو آورده كه بنزد عامه بنام زمزمه معروف است و بنزد مجوسان نام آن بستاه است . به نظر ايشان زرادشت معجزات محير العقول آورده و از اتفاقات كلى و جزئى جهان پيش از حدوث آن خبر داده است اتفاقات كلى چيزهاى عمومى است و اتفاقات جزئى چيزهاى خصوصى است مانند آنكه زيد فلان روز ميميرد و فلانى فلان وقت بيمار مىشود و فلانى در فلان وقت فرزندى مياورد و نظاير آن و اين كتاب بر اساس شصت حرف الفبا منظم شده و در هيچيك از زبانهاى دنيا بيشتر از اين حرف نيست و حكايت آنها دراز است كه در كتاب اخبار الزمان و كتاب اوسط آورده‌ايم زرادشت اين كتاب را بزبانى آورد كه از آوردن نظير آن عاجز بودند و كنه معنى آن در نمييافتند پس از اين از كتاب زردشت و تفسيرى كه براى آن نوشت و تفسير تفسير سخن خواهم داشت اين كتاب در هيجده هزار مجلد به طلا نوشته بود كه مندرجات آن وعده و وعيد و امر و نهى و ديگر آداب شريعت و عبادات بود و شاهان پيوسته به مندرجات اين كتاب عمل ميكردند تا دوران اسكندر و كشته شدن دارا پسر دارا كه اسكندر قسمتى از اين كتاب را بسوخت . و چون از پس طوايف ، پادشاهى باردشير پسر بابك رسيد ، ايرانيان را بر قرائت يك سوره آن كه اسناد نام دارد هم سخن كرد و تاكنون ايرانيان و مجوسان جز آن را نخوانند و كتاب اول بستاه نام دارد . و چون از فهم كتاب عاجز ماندند زردشت تفسيرى بياورد و تفسير را زند ناميدند آنگاه براى تفسير نيز تفسيرى بياورد و آن را پازند ناميد پس از مرگ زرادشت علماى آنها تفسير و شرحى براى تفسير و شرحى براى مسائل ديگر كه