المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

220

مروج الذهب ( فارسى )

اسلام در اين زمينه و تذكار سه فرزند فريدون گويد : « و بروزگار خودمان ملكمان را « چون گوشت روى پيشخوان تقسيم كرديم . « و شام و روم را تا غروبگاه خورشيد « به سلم دلاور داديم و ترك مال اطوج شد و ديار « ترك عموزادگان ما هستند « و ايران را از روى قدرت ملك فارس داديم و همه نعمتها از آن ما باشد ، و كسانرا در اين باب بحث دراز است كه ديار بابل بايرج پسر فريدون تعلق يافت و برادرش در زندگانى پدر او را بكشت كه از ميانه برفت و شاهى او استقرار نيافت كه با پادشاهان بشمار آيد . بعدها در اين كتاب خواهيم آورد كه چگونه اقليم بابل بايرج تعلق يافت و جيم را بينداختند و بجاى آن نون آوردند و گفتند ايران شهر و شهر بمعنى ملك است . پس از فريدون منوچهر پسر ايران پسر فريدون بپادشاهى رسيد كه از اختلاف در نسب وى و اينكه فرزند ايران پسر فريدون باشد سخن داشته‌ايم پادشاهيش بيست سال بود و در بابل اقامت داشت گويند موسى بن عمران و يوشع بن نوح عليهما السلام بدوران وى بوده‌اند . منوچهر با دو عموى خود اطوج و سلم كه پدرش را كشته بودند جنگها داشت و تفصيل جنگهايشان را در كتابهاى سابق آورده‌ايم . پس از منوچهر سهم پسر آبان پسر اثقبان پسر نوذر پسر منوچهر پادشاهى يافت وى مقيم بابل بود و شصت سال پادشاهى كرد ، بيشتر از اين نيز گفته‌اند ، و جنگها و سرگذشتها و تدبيرهاى بسيار داشت كه در كتاب اخبار الزمان