المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
2
مروج الذهب ( فارسى )
بكرامت و رسالت مفتخر فرمود و از مولد و رشد و بعثت و هجرت و جنگها و سفرهاى جنگى وى تا هنگام وفات و ظهور خلافت و انتظام ملك بروزگاران و مقتل طالبيان تا هنگام تأليف كتاب كه بدوران خلافت المتقى بالله امير مؤمنان يعنى بسال سيصد و سى و دو بود سخن گفتيم . آنگاه كتاب اوسط را در بارهء حوادث سلف به ترتيب تاريخ از آغاز تا ختم كتاب اعظم و دنبالهء آن كه خاص كتاب اوسط است بقلم آورديم . آنگاه به نظر آمد كه در كتابى كوچكتر مطالب مفصل را مختصر و موضوعات نيمه مفصل را كوتاهتر كنيم و شمهاى از مندرجات كتاب اعظم و اوسط را با مطالب بيشتر از اقسام علوم و اخبار ملل گذشته و دورانهاى سلف در آن بياوريم . اگر در اين باب تقصيرى رفته يا غفلتى شده پوزش ميخواهيم كه خاطر ما به سفر و باديه پيمايى ، به دريا و خشكى مشغول بود كه بدايع ملل را بمشاهده و اختصاصات اقاليم را بمعاينه توانيم دانست چنان كه ديار سند و زنگ و صنف و چين و زابج را در نور ديديم و شرق و غرب را پيموديم . گاهى باقصاى خراسان و زمانى در قلب ارمنستان و آذربايجان و اران و بيلقان بوديم . روزگارى به عراق و زمانى به شام بوديم كه سير من در آفاق چون سير خورشيد در مراحل اشراق بود چنان كه گفتهاند : « باقطار جهان رو نهاده بود و چون خورشيد گاهى در مشرق اقصى و زمانى در غرب ميرفت و پيوسته سفر او را بجايى دور ميراند كه كاروان بدانجا نتوانست رسيد . » مؤلف گويد : و هم با شاهان مختلف كه اخلاق متفاوت و مقاصد گوناگون داشتند و ديارشان دور از هم بود گفتگو داشتيم و با آنها همسخن شديم كه آثار علم برفته و نور آن خاموشى گرفته ، رنج آن فراوان شده و اهل فهم كمتر شدهاند كه همه متظاهران نادانند يا مشتغلان ناقص كه به پندار قناعت كرده و از يقين دور ماندهاند و از آن پيش كه بدين گونه علوم اشتغال ورزيم و بدين رشتهء ادب سر گرم شويم كتابها در اقسام مقالتها و انواع ديانتها تأليف كرديم چون كتاب « الا بانه عن اصول الديانه » و كتاب