المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

186

مروج الذهب ( فارسى )

درختى پيچيده و پر از خار كه كجىهاى بسيار داشته باشد تا نهانتر باشد و رنج گرما و سرما را بهتر دفع كند و چون خواهد تخم گذارد براى خويشتن خانه‌اى بسازد و سقف آن را خوب بر آورد كه باران و برف بدان نرسد تا خود و جوجگانش از سرما و رنج مصون باشد . » و ادهم بن محرز آورده كه اول كس كه قوش نگه داشت حارث بن معاوية بن ثور كندى بود و او پدر قبيله كنده بود . روزى صيادى را ديد كه دامى براى گنجشكان گسترده بود و اكدرى بر گنجشكى كه در دام افتاده بود فرود آمد و آن را شكار كرد ( اكدر همان قوش است و هم از نامهاى آن اجدل است ) و گنجشك بدام افتاده را خوردن گرفت و شاه از آن در شگفت ماند و قوش را همچنان كه گنجشك را مىخورد پيش روى آوردند و آن را در زير زمين خانه انداخت و پس از مدتى قوش بيضه نهاد و از جاى خود نرفت و اگر چيزى به او ميدادند مىخورد و اگر گوشتى ميديد بدست صاحب خود ميجست پس او را بخواندند و بيامد و از دست چيز خورد و كسان از همراه بردن آن ميباليدند . تا يك روز كبوترى را بديد و از دست حامل خود بپريد و آن را شكار كرد شاه بفرمود تا نگهش دارند و با آن شكار كنند يك روز كه شاه در راه بود و خرگوشى دوان شد و قوش سوى آن رفت و بگرفت آنگاه آن را بطلب پرنده و خرگوش ميفرستاد كه ميگرفت و باز ميگشت پس از آن عربان قوش نگهداشتند و در ميان مردم رسم شد . اما در خصوص شاهين در كتابى كه از روم بحضور مهدى آورده بودند و شاه به دو هديه كرده بود ارستجانس حكيم گفته بود كه يكى از شاهان روم بنام فسيان روزى شاهينى را بديد كه با سرعت روى پرندگان آبى فرود ميآمد و آن را ميزد و در هوا اوج ميگرفت و اين كار را مكرر كرد . شاه گفت اين حيوان شكاريست از قوت فرود آمدنش بر پرندگان آبى توان دانست كه شكاريست و سرعت اوج‌گرفتنش در هوا معلوم ميدارد كه پرنده‌اى گريزانست و قابل دست