المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
183
مروج الذهب ( فارسى )
سه روز از ساحل است كه در آنجا آتشفشانى بزرگ است و در بعضى اوقات سال نفس زند و آتشى بزرگ از آن بر آيد كه چون كوهى بسيار بلند بر هوا رود و بيشتر دريا را روشن كند و از صد فرسخ در خشكى ديده شود و اين آتشفشان چون آتشفشان جبل بركان ديار سيسيل است كه تابع سرزمين فرنگ و هم تابع افريقيه مغرب است . از همه آتشفشانهاى دنيا هيچيك پرصداتر و آتش افروزتر و سيه دودتر از آتشفشان ديار مهراج نيست و پس از آن آتشفشان دره برهوت است كه نزديك ديار اسفار و حضرموت شحر ميان يمن و ديار عمان است و صداى آن چون رعد از بسيار ميل فاصله شنيده شود و از قعر آن آتشپارهها چون كوه با سنگهاى سياه بر جهد و به هوا رود و از بسيار ميل فاصله ديده شود آنگاه به زير آيد و بقعر و اطراف آن افتد و آتشپارهاى كه از آنجا نمايان شود سنگهايى است كه از فرط حرارت آتش سرخ شده است و ما در كتاب اخبار الزمان از اينكه چرا چشمههاى آتش در زمين پديد ميآيد و مايه آن چيست سخن آوردهايم . و هم در اين دريا مقابل ساحل گرگان جزايرى هست كه از آنجا يك قسم باز سفيد شكار كنند و اين قسم باز از همه پرندگان شكارى مطيعتر و كم آميزشتر است ولى اين قسم باز كمى ضعيف است زيرا وقتى شكارچى آن را از اين جزاير شكار كند خوراك آن ماهى باشد و چون خوراك آن عوض شود دچار ضعف شود همه كسانى كه پرندگان و حيوانات شكارى شناسند از ايرانى و ترك و رومى و هند و عرب گفتهاند كه باز اگر بسپيدى متمايل باشد از همه بازهاى ديگر تيز روتر و نكوتر و خوش بنيهتر و جسورتر و خوش آموزتر و در كار اوج گرفتن نيرومندتر باشد و بيشتر رود زيرا يك جزء اساسى حرارت در او باشد كه در بازهاى ديگر نباشد و اختلاف رنگ آن به علت اختلاف مكان است و در ارمنستان و ديار خزر و جرجان و بلاد ترك كه مجاور آنست از كثرت برف ، سفيد خالص باشد . از يك خاقان خرد پيشه ترك حكايت كنند ؛ و خاقانها همان ملوك تركند كه