المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
179
مروج الذهب ( فارسى )
يعنى سال سيصد و سى و دو شاه بر غز مسلمان است و در ايام المقتدر بالله بعد از سال سيصد و ده خوابى ديده و مسلمان شده و پسر وى به حج رفته و بمدينة السلام آمده و براى مقتدر درفش و علمها و مالى آورده بود مسجد جامعى نيز دارند همين شاه با پنجاه هزار و بيشتر سوار بقسطنطنيه هجوم برد . و در اطراف آن تا روميه و اندلس و ديار بر جان و جليقيان و فرنگان تاخت و تاز مىكند از محل قوم برغز تا قسطنطنيه از بيابانها و آبادىها دو ماه پياپى راهست . هنگامى كه مسلمانان با سرحددار شام بديار طرسوس حمله برده بودند خادم معروف به زلفى مست كرد و با كشتيهاى شاميان و مصريان كه همراه او بود بسال سيصد و دوازده ، دهانهء خليج قسطنطنيه و دهانهء خليجى ديگر از درياى روم را كه مخرج نداشت پيمودند و بديار فنديه رسيدند و به دريا جمعى از مردم برغز بكمك ايشان آمدند و گفتند كه ديارشان در همان نزديكى است و اين شاهد آن سخن است كه گفتيم دستههاى مهاجم برغز تا كنارههاى درياى روم ميرسد و تنى چند از آنها بكشتيهاى طرسوسيان نشستند كه آنها را بديار طرسوس آوردند . برغز قومى بزرگ و شجاع و گردنفراز است و اقوام مجاور مطيع آنند و يك سوار از آنها كه با پادشاه برغز مسلمان شدهاند با صد و دويست كس از كفار پيكار تواند كرد . مردم قسطنطنيه از ايشان بسبب باروها و ديوارهاى شهر در امان ماندهاند و همه كسان ديگر در آن ناحيه از ايشان جز بكمك باروها و ديوارها مصون نتوانند ماند و شب بديار برغز در بعضى اوقات سال در كمال كوتاهيست . بعضىها پنداشتهاند كه يك نفر برغز از پختن ديگ خود فراغت نيافته باشد كه صبح در آمده باشد در كتابهاى سابق خود علت اين قضيه را از لحاظ فلكى با علت آنجا كه شب شش ماه تمام بىروز پيوسته باشد و روز شش ماه تمام بىشب پيوسته باشد آوردهايم و اين در جهت جدى باشد و اهل نجوم علت آن را از لحاظ فلكى در زيجها ياد كردهاند . و روس اقوام بسيار و طوايف گونهگون است از آن جمله طايفهايست كه آن