المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
171
مروج الذهب ( فارسى )
زيان آور است و رها كردن آن شفايى نجات بخش است و در آن علاج بزرگ است و مبتلاى قولنج و انسداد را راحت كند و بيمارى كبد را درمان باشد و از رها كردن باد صدادار باك ندارند و باد بىصدا نگه ندارند و آن را عيب ندانند . و هندوان در صناعت طب پيش رفتهاند و در اين رشته ماهر و كار دانند . آنكه حكايت عادات هندوان آورده بود ميگفت كه بنزد ايشان سرفه از باد صدادار زشتتر است و آروغ را همانند باد بى صدا دانند و اين شخص بتأييد سخن خود دربارهء هندوان ميگفت كه اين مطلب در ميان بسيار كسان معروف است تا آنجا كه بسرگذشتها و حكايتها و نوادر و اشعار نيز آمده است از جمله ابان بن عبد الحميد در ارجوزه معروف به ذات الحلل در اين باب گويد : « داناى نصيحتگر هند سخنى گويد كه به نظر من نكو گفته است ، وقتى باد آمد آن را نگه مدار و رها كن و چون راه خواست راهش بگشا كه نگهداشتن آن بيمارى بزرگست و رها كردن آن راحت و آسايش است سرفه و آب بينى زشت و عطسه شوم است نه باد شكم و آروغ باد سر بالاست كه عفونت آن از باد بىصداى پائين بيشتر است » . و ميگفت كه باد اندرون يكيست و باختلاف مخرج نام آن تفاوت مىكند و آنچه بالا آيد آروغ است و آنچه پائين رود . . ز است ، فقط مخرج دو باد تفاوت دارد چنان كه گويند پشت گردنى و سيلى ولى سيلى بصورتست و پس گردنى را به پشت سر زنند ولى هر دو از يك نوع است و باختلاف جا نام آن تغيير يافته است . آفات و دردها و بيماريهاى فراوان حيوان ناطق چون قولنج و دردهاى معده و عوارض ديگر از آنجاست كه درد را در شكم نگهدارد و بهنگام هيجان كه طبيعت خواهد آن را دفع كند و برون افكند رهايش نكند و حيوان غير ناطق از اين آفات و 196