المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
156
مروج الذهب ( فارسى )
در باب اخبار ملوك يمن شمهاى از اخبار ملوك ايشان را و كسانى از آنها كه شهرها گشودند ياد خواهيم كرد . ديار تبت از يك طرف مجاور سرزمين چين است و هم مجاور هند و خراسان و صحراهاى ترك است و شهرها و آباديهاى فراوان دارند همه محكم و نيرومند . بروزگار قديم شاهان خويش را بپيروى از تبعان يمن تبع ميناميدهاند آنگاه حوادث زمان زبان ايشان را از حميرى بگردانيد كه زبان اقوام مجاور گرفتند و شاهان خويش را خاقان ناميدند و سرزمين آهوى مشك تبتى بديار آنهاست كه به دو جهت از مشك چينى مرغوبتر است نخست آنكه آهوان تبت سنبل الطيب و انواع گياهان معطر ميچرد ولى آهوان چينى از علفى ميچرد كه بپايهء علفهاى خوشبوى تبت نميرسد . ديگر آنكه مردم تبت مشك را از نافه برون نمىآرند و آن را به همان حال كه هست وا ميگذارند ولى مردم چين مشك را از نافه در آورده بتقلب خون و ديگر چيزها به آن اضافه ميكنند ، بعلاوه مشك چينى را از فواصل درياها حمل ميكنند كه رطوبت فراوان و هواها مختلف است . اگر مردم چين نيز در مشك تقلب نكنند و در شيشههاى سربستهء محكم از راه عمان و فارس و عراق و ديگر شهرها بديار اسلام بيارند چون تبتى خواهد بود . بهترين نوع مشك آنست كه در آهو كاملًا برسد و آنگاه برون شود زيرا ميان آهوان ما و آهوى مشك به صورت و جثه و رنگ و شاخ تفاوت نيست و فقط آهوى مشك به دو دندان دراز چون دندان فيل مشخص است كه از فك آهو بطور قائم و راست برون آمده و باندازهء يك وجب يا كمتر است . در ديار تبت و چين آهو را بدام شكار كنند و گاه باشد آن را به تير بزنند و از پا در آيد و نافهاش را ببرند كه خون در آن خام و نپخته و تازه و نرسيده باشد و بوى نامطبوع دهد و چون مدتى بماند اين بوى ناخوش برود و در مجاورت هوا تبديل يافته مشك شود چون ميوهها كه هنوز نرسيده و مايهء آن بكمال نرسيده باشد و از درخت دور كنند و بچينند . بهترين مشك آنست كه در محل خود پخته شود و در نافه برسد و در حيوان كمال