المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
131
مروج الذهب ( فارسى )
سرخ جواهر نشان نهاد و خود زير دست آن نشست و هر صبح و شب او و همهء مردم مملكتش پيكر او را كه درون مجسمه بود باحترام سجده ميكردند . وى از پس پدرش دويست و پنجاه سال بزيست و بمرد . پس از آن پسرش عيثدون شاه شد و پيكر پدر را در مجسمهاى از زر سرخ كرد و زير دست پدر بزرگ بر تختى از زر نشاند كه جواهر نشان بود و پدر را سجده همىكرد ، اول سجدهء پدر بزرگ و بعد سجدهء پدر ميكرد و مردم كشورش نيز سجود ميكردند . وى سياست رعيت نكو كرد و همه را در همه كار برابر نهاد و مشمول عدالت كرد كه جمعيت بسيار و كشور آباد شد ، و مدت ملكش تا بمرد حدود دويست سال بود . پس از او پسرش عيثنان شاه شد و پدر را در مجسمهاى از زر سرخ نهاد و در كار سجده و تعظيم پدر روش اسلاف گرفت و ملكش دراز شد و قلمرو وى به قلمرو عموزادگان تركش پيوست و چهار صد سال بزيست و بروزگار وى بسيارى - حرفههاى مربوط بصنايع ظريف پديد آمد . پس از او پسرش حراتان شاه شد و كشتى ابداع كرد و مردان در آن نشانيد و تحفههاى چينى بار كرد و بديار سند و هند تا اقليم بابل و ديگر كشورهاى نزديك و دور دريا فرستاد و ملوك را هديههاى جالب و مرغوب و گرانقدر داد و بگفت تا از هر ديار كالاى كمياب و بديع از خوردنى و پوشيدنى و كاشتنى سوى وى آرند و سياست هر ملك و مذهب و شريعت و رسوم قوم بشناسند و مردم بلاد را به جواهر و بوى خوش و ابزارها كه بكشور او هست ترغيب كنند و كشتيها بشهرها پراكنده شد و كشتىنشينان براى انجام فرمان سوى مملكتها شدند و بهر مملكت در آمدند مردم آنجا از ديدارشان و از آن كالاى كمياب كه از ديار خويش آورده بودند شگفتى كردند و شاهان اطراف دريا كشتى بساختند و كشتيها بديار آنها فرستادند و چيزها كه آنجا نبود براى ايشان ببردند و با پادشاهشان مكاتبه كردند و هديههاى