المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
120
مروج الذهب ( فارسى )
تا ساحل مغرب و بلاد افريقيه و سوس و طرابلس مغرب و قيروان و ساحل برقه و رفاه و ديار اسكندريه و رشيد و تنيس و دمياط و ساحل شام و كنارهء بندرهاى شام و سواحل روم تا ديار روميه و سواحل اندلس تا برسد بساحل تنگه روبروى طنجه همچنان پيوسته است و اين معمورههاى اسلامى و رومى در اين خشكيهاى اطراف دريا فقط بوسيلهء رودها كه به دريا ميريزد و خليج قسطنطينيه كه عرض آن نزديك يك ميل است و خليجهاى ديگر كه در خشكى است و بجايى راه ندارد فقط بوسيلهء اينها قطع مىشود و همهء معمورههاى مذكور بر سواحل اين درياى رومى بهم پيوسته است و چيزى جز رودها و ساحل قسطنطينيه اتصال آن را قطع نميكند . اين درياى رومى و آباديها كه بر ساحل آن هست با دهانهء خليج تنگ متصل باقيانوس محل منارهء مسى و تلاقى طنجه و ساحل اندلس همانند كلمى است كه در قبضهء خليج باشد و كلم به شكل درياست جز اينكه دريا مدور نيست و طول آن را گفتهايم بدرياى حبشى و در همه خليجهاى آن كه به وصف آوردهايم اژدها نيست و بيشتر در حدود درياى اقيانوس نمودار مىشود . كسان دربارهء اژدها خلاف كردهاند بعضى بر آنند كه اژدها بادى سياهست كه در قعر درياست و چون به نسيم يعنى هوا ميرسد مانند طوفان به طرف ابرها ميرود و چون از زمين بالا رود و بگردد و غبار بپراكند و در هوا طولانى شود و اوج گيرد مردم چنان پندارند كه مارهاى سياه است كه از دريا بر آمده است زيرا ابرها سياه است و روشنى نيست و بادها پيوسته ميوزد . بعضى ديگر گفتهاند كه اژدها جنبندهايست كه در قعر دريا بوجود مىآيد و بزرگ مىشود و حيوانات دريا را آزار مىكند و خداوند ابر و فرشتگان را ميفرستد تا آن را از ميان حيوان دريا بيرون آرند و به شكل مارى سياه است كه برق و صدايى دارد و دم آن بهر بناى بزرگ يا درخت يا كوهى رسد آن را درهم كوبد ، گاه باشد كه تنفس كند و درخت تنومند را بسوزد و ابر آن را بديار يأجوج و مأجوج