المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

96

مروج الذهب ( فارسى )

ميان ديار زنگ و اقصاى ديار حبشيان است و اگر اين خليج و صحراهاى ريگزار و غير ريگزار نبود مردم حبش از دست قبايل زنگ در ديار خويش نتوانستند ماند بس كه فزون و نيرومندند . رود بلخ كه جيحون نام دارد از چشمه‌ها روان مىشود و از ترمذ و اسفراين و ديگر بلاد خراسان گذشته به خوارزم ميرسد و در آنجا رشته‌ها از آن منشعب مىشود و باقيماندهء آن بناحيهء سفلاى خوارزم بدرياچه‌اى ميريزد كه دهكدهء معروف جرجانيه بر ساحل آن جاى دارد . در آن منطقه بزرگتر از اين درياچه نيست و گويند در همهء جهان درياچه‌اى بزرگتر از آن نيست زيرا طول آن يك ماه راه و عرض آن نيز به همين اندازه است و در آنجا كشتيرانى مىشود . رود فرغانه و شاش كه از شهر فارياب و جديس ميگذرد و كشتى بر آن ميرود به اين درياچه ميريزد بساحل درياچه ميريزد بساحل درياچه يك شهر ترك‌نشين است كه آن را المدينة الجديدة گويند و گروهى از مردم آن مسلمانند . غالب تركان اين ناحيه از طايفهء غزيه‌اند و صحرا گرد يا شهر نشينند و اين طايفهء ترك بسه دسته‌اند : اسافل و اعالى و اواسط كه از همهء تركان نيرومندتر و كوتاه‌قدتر و ريز - چشم‌ترند اما چنان كه صاحب منطق در كتاب حيوان در مقالهء چهاردهم و هيجدهم ضمن سخن از پرندهء معروف به غرانيق آورده ، در ميان تركان از اينان كوچك اندام‌تر نيز هست . و ما در اين كتاب شمه‌اى از اخبار قبايل ترك را يك جا و متفرق بياريم . در ناحيهء بلخ بفاصلهء بيست روز راه از آنجا كاروانسرايى هست بنام اخشبان كه قلمرو شهر تا آنجاست . و مجاور ايشان قبايل كفارند كه اوخان و تبت نام دارند و در ناحيهء راست آنها قوم ديگرند كه آنها را ايغان گويند و از آنجا رودى بزرگ بنام رود ايغان جارى است و طول مجراى آن بر سطح زمين از مبدأ رود ترك كه همان ايغان باشد يكصد و پنجاه فرسنگ و بقولى چهار صد فرسنگ است . بعضى مؤلفان در اين معنى خطا رفته و پنداشته‌اند كه جيحون به رود مهران سند ميريزد و رود رست سياه و رود رست سپيد را كه كشور كيماك بيغور بر سواحل آنست ياد نكرده‌اند . كيماك بيغور