المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
پيشگفتار 11
مروج الذهب ( فارسى )
بوده است . 2 . كتاب الخوارج . ظاهرا بايد همان كتاب الانتصار باشد . 3 . كتاب الرسائل . 4 . كتاب فى اثبات الوصية لعلى بن ابيطالب . نه خود مسعودى و نه هيچ يك از نويسندگان قديم از اين كتاب نام برده اند . بروكلمان وسزگين نسخ خطى نسبتا جديد آن را ذكر كرده اند . شارل پلا . متخصص آثار مسعودى ، كه مقاله مفصلى درباره امامى بودن مسعودى نوشته نيز اين اثر را مشكوك مىداند . مطالبى كه در آن آمده هم از نظر زبان و سبك بيان وهم از نظر جزئيات و تفصيل وقايع با مروج الذهب والتنبيه والاشراف فرق دارد . اين كتاب چاپ شده و به فارسى هم ترجمه شده است . 5 . فى احوال الامامة . اين اثر نيز منسوب به مسعودى است . 6 . كتاب المسالك والممالك . تنها ابن ابى اصيبعه از اين اثر نام برده و روشن نيست كه ابن ابى اصيبعه اشتباه كرده و يا مسعودى از آوردن نام آن در فهرست آثارش غفلت كرده است ! از بررسى فهست آثار مسعودى كه ذكر آن گذشت بر مى آيد كه حوزهء علاقه وى علم كلام وتاريخ بوده است . تقريبا تمام آثار كلامى او قبل از سال 332 و در دورهء اول زندگيش نوشته شده است . وى ظاهرا نخست شيفته علم كلام بوده ودوستدار جدل ومناقشه . بيقرارى او كه در سفرهاى دور ودرازش جلوه گر است ، شايد نشانى از بى آرامى درونى انسانى است كه در جستجوى آرامش روحى به هر سوى ره مى سپرد ، مى پرسد و مى جويد تا شايد پاسخ خود را بيابد . سرانجام دور از وطن ، پيرانه سر ، در مصر به آرامشى كه سالها در جستجوى آن بوده است مى رسد وتسلى روح بيقرار خود را نه در كلام ، بلكه در تاريخ ومطالعه تاريخ مى يابد . گويى شط عظيم رويدادها تمامى جدالها وجدلهاى جزئى را فرومى شويد و در پرتو كليت زندگى انسانها در سير قرون با هزاران فرازونشيبش ، اختلاف آراء روزمره رنگ مى بازد . امروزه از آثار كلامى مسعودى ، و از مسعودى متكلم ، هيچ نشانى