السيد علي الحسيني الميلاني

38

غدير به روايت اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

بزرگان علماى شيعه در قرن چهارم ، چنين نقل مىكند : جبرئيل بن احمد ، از موسى بن معاوية بن وهب ، از على بن سعيد ، از عبداللَّه بن عبداللَّه واسطى ، از و اصل بن سليمان ، روايت مىكند كه عبداللَّه بن سنان مىگويد : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : هنگامى كه زيد بن صوحان رحمه اللَّه در جنگ جمل بر زمين افتاد ، امير مؤمنان على عليه السلام بر بالينش حاضر شد و فرمود : رحمك اللَّه يا زيد ! لقد كنت خفيف المؤونة عظيم المعونة ؛ اى زيد ! خدا تو را رحمت كند كه كم هزينه و بسيار يارىگر بودى . زيد سرش را بالا آورد و گفت : اى امير مؤمنان ! خداوند تو را نيز جزاى خير دهد . به خدا سوگند ، فقط تو را عالِم به خدا ديدم و در قرآن ، بلند مرتبه و حكيم يافتم . به راستى كه خداوند در قلب تو جايگاه والايى دارد . به خدا سوگند ، از روى جهالت در كنار تو نجنگيدم ؛ بلكه از امّ سلمه همسر پيامبر صلى اللَّه عليه وآله شنيدم كه مىگفت : از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شنيدم كه مىفرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهمّ وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله ؛ هر كه من مولاى او هستم ، على مولاى اوست . خدايا ! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار ، هر كه او را يارى كند ، ياريش كن و هر كه او را تنها گذارد ، تنهايش گذار .