السيد علي الحسيني الميلاني
59
غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى ( فارسى )
براى من نقل كرده است . دوست دارم اين حديث را از خود تو بشنوم . زيد گفت : شما اهل عراق هستيد و مسائلى بين شما هست ( كه من نمىتوانم مطلبى بگويم ) . به او گفتم : از جانب من نگران نباش ( و بگو ) . او بعد از آن كه مطمئن شد ، گفت : آرى ، درست است . ما در منطقه جحفه بوديم كه . . . . « 1 » ديگرى نقل مىكند كه به سعد بن ابىوقّاص گفتم : مىخواهم مطلبى بپرسم ، اما از تو بيم دارم . سعد گفت : من كه عموى تو هستم ! پس هر چه مىخواهى بپرس . راوى گويد : به او گفتم : تو موقعيت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را در روز غدير و در ميان خودتان گفتى كه . . . . « 2 » شخص ديگرى گويد كه به زهرى گفتم : از اين ماجرا - غدير - در شام سخن مگو كه دو گوش تو ، از دشنام به على پر خواهد شد . او در پاسخ گفت : سوگند به خدا ! من فضايل و مناقبى از على مىدانم كه اگر بازگو مىكردم مرا مى كشتند . « 3 »
--> ( 1 ) . مسند احمد : 4 / 368 . ( 2 ) . كفاية الطالب : 62 . ( 3 ) . أسد الغابه : 1 / 8 .