الشيخ رسول جعفريان

1033

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

آن لقمه را بر خود حلال كرده‌اند از راه حق منحرف شده در چاه گمراهى افتاده‌اند و چون حرمت اين مادر جنايت را قبل از اين از كتب نصارا براى ايشان ثابت و محكوم به ساخته‌ايم . » وى داستان مفصلى نيز دربارهء دختران نذرى كليسا و روابط نامشروع آن‌ها با پادريان دارد كه به تفصيل هم در اين اثر و هم در هداية الضالين آورده است . وى در ضمن آن ، آداب ويژهء تربيت اين دختران را نيز يادآور شده است . وى دربارهء توزيع كتاب مقدس از فرنگ به نقاط ديگر نيز توضيحاتى آورده است . او دربارهء اين كه يهوديان از همين نسخه‌هاى فرنگى استفاده مىكنند مىنويسد : « شاهد بر اين مدعا اين است كه يهود كه امروز در همهء زمين شام و حلب و غيره ولايات روم و ساير ولايت‌ها سكنا دارند ، هر كتاب تورات كه در دست ايشان است ، همه قالب‌زدهء فرنگ است و در ميان ارامنه كه در ولايات روم مىباشند ، تجارتى به از اين نيست كه هر سال به فرنگ رفته چندين صندوق مملو از كتاب تورات و زبور كه در فرنگ از روى ترجمهء جرانيم به عبرى درآورده بر قالب زده‌اند خريدارى كرده مىآورند و به يهود مىفروشند و قيمت اعلا مىگيرند و بعضى از ايشان از روى آن ، قالب‌زده‌ها به دست و خط خود نسخه مىكنند و مىخوانند . و اين معنا قطع نظر از اين كه متواتر است ، قرينهء ديگر كه اثبات اين مدعا را مىرساند اين است كه با وصف آن كه نصارا و يهود در طريقهء باطلى كه هر كدام دارند نقطهء مقابل يكديگرند كه در هيچ‌چيز با هم موافق نيستند ، كتبى كه يهود و نصارا دين خود را از آن استخراج مىنمايند با هم موافق‌اند به مرتبه‌اى كه اگر تورات فرنگى را با توراتى كه در ميان يهود است مقابله نمايند هيچ تفاوتى با هم ندارند مگر آن كه بعضى چيزها هست كه در تورات فرنگان و ساير كتب ايشان نوشته شده است ، اما از راه صرفه‌جويىها نصارا آن‌ها را در توراتى كه به عبرى بر قالب مىزنند ، داخل نمىكنند . و با وصف آن كه چون كتب يهودان را فرنگان مىسازند ، در اكثر جاهاى آن كتب بطلان اعتقاد يهود و تقويت مذهب نصارا ثابت مىشود ، باز يهودان دل خود را خوش مىكنند و مىگويند كه ما تورات موسى را داريم ، پس معلوم است كه يهود چون از بىكتابى عاجز مانده‌اند از نصارا اين كتب خود را گرفته‌اند . » در جاى ديگرى نيز از مفاسد پاپ‌هاى روم از زبان يك نويسندهء هندى مطالبى نقل مىكند : « و اما از براى آن كه اين گفتار مرا كه دربارهء اين ريم‌پاپايان كفار در اينجا تقرير كردم نصارا نپندارند كه محض ادعاست ، مناسب است كه در اينجا اسنادى چند كه لودى ويكوس ديديو نصرانى در كتاب خود كه به ردّ كتاب پادرى جرانيم شوير كه در شهر اگره بفرمودهء اكبرشاه نوشته ، ايراد كرده است و آن كتاب بالفعل در نزد كمترين است به تحرير درآوريم زيرا كه چنانچه لودى ويكوس ديديو مزبور در آن كتاب نوشته است . ظاهرا اكبرشاه مذكور