الشيخ رسول جعفريان
1016
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
گفتنى است كه مؤلف كه پس از بازگشت از مسيحيت ، سخت خود را به اسلام وفادار نشان مىدهد ، از مسلمانان شيعه مذهب مىخواهد تا روابط خود را با طايفهء يهود و نصارا قطع كرده و بخاطر سه غاز پول ، دين خود را ضايع نكنند . وى در اين باره مىنويسد : « بر هر شيعه لازم است كه آن رشته محبتى كه از براى محبّت دو سه غاز پول دنيا ما بين او و يهود و نصارا هست قطع كرده هر عداوتى كه مقدورش شود دربارهء ايشان هر چند كه خويش او هم باشد به ظهور برساند و اگر چنين نكند دشمن خدا و انبيا و مستوجب لعن خواهد بود ، زيرا كه هرگاه يهود و نصارا با وجود آن كه مىگويند كه ما خدا پرستيم و همهء پيغمبران را كه خدا به دنيا فرستاده است دوست مىداريم با مسلمانان كه خودشان باز اقرار دارند كه خداپرست و دوست انبيااند آن قسم عداوت مىورزند كه به خونشان تشنهاند ، مسلمانان چرا بايد كه به ايشان محبت بورزند ؟ و اما دشمنى اين دو طايفه با مسلمانان نه به مرتبهاى است كه شرح توان داد ، اما عداوت نصارا معلوم و اما عداوت يهود به مرتبهاى است كه در ميان خود روز عيد در هر سال قرار دادهاند و در آن روز البته نان به خون مسلمانان خمير شده بايد كه بخورند و اين عمل را از واجبات دين خود مىدانند و در آن روز سعى مىكنند و جستجو مىنمايند تا آن كه فرصت به دستشان بيفتد در شب يا روز به هر نحو باشد ، مسلمانى خواه خرد باشد و خواه بزرگ پيدا كرده ذبح مىنمايند و خون او را داخل خمير مىكنند و به آن نان مىپزند و مىخورند و اگر كسى به دستشان نيفتد كه او را بكشند ، علماى ايشان فتوا دادهاند كه در اين وقت بگردند هر جاى كه يك از مسلمان فصد كرده باشد خون او را برداشته داخل نان بكنند ، پس هركس از مسلمانان كه به اسلام افتخار مىكنند و مىخواهد كه شيعهء علىّ بن ابى طالب عليه السلام هم باشند ، بعد از آن كه به توسط اين كتاب ، به عداوت ورزيدن اين دو طايفه با مسلمانان اطلاع بهم رسانيدند ، عداوت قلبى به هر نوع كه مقدورشان شود با ايشان بورزند ؛ زيرا كه اگر چنين نكنند نه تنها دوست خدا و انبيا نخواهند بود بلكه از يهود و از نصارا شمرده مىشوند . » مطالبى كه در اين كتاب در باب نادرستى نگرش اسلام سنى آمده ، كم نيست . مؤلف هم مىكوشد تا حقانيت اسلام را ثابت كند و هم نشان دهد كه اسلام درست باور شيعيان است . وى در موردى مىنويسد : « بنده را غرضى و عداوتى با كسى نيست بلكه حق را دوست مىدارم در هرجا كه باشد و باطل را دشمن مىدانم با هركس كه باشد و الا مطلب چه افتاده بود كه من كه تازه داخل اين دين شدهام و به سبب لعنى كه بر مذهب يهود و نصارا مىكنم ايشان را دشمن خود كردهام آيا اين جماعت از براى عداوت كم بودند كه بايد سنيان را كه در عدد از ملخ بيشتر و آفت مزرعههاى دين اسلام مىباشند نيز دشمن خود بكنم ؟ اما چه كنم كه بر من لازم شده است كه آنچه بر من ظاهر شود پنهان نسازم ؛ زيرا كه چون مىبينم كه