الشيخ رسول جعفريان
995
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
روشن مىشود كه در اين زمان نسخههاى فراوانى از انجيل به زبانى عربى و به احتمال زياد با حروف چاپى در اصفهان بوده است . نسخههاى ترجمه شده نيز كه در هند يا ايران ترجمه شده بود ، در دسترس قرار داشته است . با اين حال نهضت ترجمه در اين دوره - كه شامل ترجمهء اكثر متون عربى به فارسى مىشده « 1 » - به انجيل نيز سرايت كرده است ؛ زيرا ضرورت وجود نسخهء فارسىشدهء انجيل ، آن هم به دست يك عالم بزرگ شيعى بهطورىكه قابل اطمينان باشد كاملا محسوس بوده است . مترجم انجيل دربارهء انگيزه ترجمهء اين كتاب ، در مقدمهء اثر خود ، از علاقهء شاه و نيز انگيزهء وى در اين زمينه مىنويسد « . . . و در اين اوان سعادت اكتساب ، آفتاب طبع دقيقهياب آن شهريار مالك رقاب ، پرتو توجه به ساحت تتبع اقوال سالكان غياهب ضلال انداخته ، سمند خواهش در نشيب و فراز دشت پهناور اين مدعا جلوهگر ساختند كه استخراج دلايل از كتابى كه گمراهان مسيحيه موافق آراء و خواهش خود تصنيف و كلام يزدانى را تغيير و تحريف و آن را انجيل ناميده ، به لغت عربى نقل نمودهاند ، و استنباط شواهد از اقاويل اخبار نصارا بر بطلان دين آن قوم ذليل فرموده ، لجام الزام جهت آن گروه لئام بل هم انعام مرتب سازند . لهذا امر قدر قضا توأمان آن سلطان سلاطيننشان ، نفاذ و جريان يافت كه داعى دوام دولت قاهره « محمد باقر بن اسماعيل الحسينى الخاتونآبادي » با كمى بضاعت و قلّت استطاعت آن كتاب را ترجمه نمايد . اين حقير از شرف ادراك اين سعادت عظمى و فوز به دريافت اين رتبت كبرى ، اكليل اعتبار به خورشيد تابان و سر افتخار بر فراز آسمان سود و نطاق خدمتكارى بر ميان جمال استوار و اشتغال به آن مددكارى لطف خداوندگار نمود . اميد كه مقبول نظر ايستادگان درگاه عالم پناه آن خديو بلنداقبال و پسند طبع باريافتگان بارگاه فلك اشتباه آن خسرو صاحب جلال گردد . » به هر روى قرار بوده تا انجيل ترجمه شود و در عين ترجمه ، موادى نيز فراهم آيد تا بتواند در ردّ آراى مسيحيان مفيد افتد . خاتونآبادى توضيحاتى دربارهء كيفيت ترجمهء خود داده و اين كه چگونه كوشيده تا ترجمهء خوبى را آماده سازد : « و به سبب آن كه نصرانى كه انجيل را به لغت عربى نقل كرده ، چندان مربوط به سياق و اسلوب كلام عربى نبوده ، و در بعضى از عبارات الفاظ غريبه و كلمات غير عربيه و تراكيب نامأنوس و فقرات از ربط مأيوس ، استعمال نموده و فهم مراد از آن بدون رجوع به انجيل اصل كه عربى نيست ممكن نبود و يافتن بسيارى از مطالب بر حكايات و اصطلاحاتى كه از خارج بايد معلوم شود مبتنى مىنمود ، بعضى از كتب و رسايل
--> ( 1 ) . بنگريد به نوشتار « ترجمهء متون شيعى به پارسى » در همين مجموعه .