الشيخ رسول جعفريان

1059

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

و استدلالى او بسيار است و در علم كلام كه در آن زمان اعتبارش بيش از همه علوم بود صاحب كرسى بود كه خلفاى عباسى هر كه اعلم بود در آن عصر در علم كلام ، به او كرسى مىدادند ، شيخ مفيد ! و سيد مرتضى و شيخ طوسى هر سه را كرسى داده بودند . ( 1 / 476 ) و در كتابى ديدم كه در زمان علىّ بن بابويه از محدثين قم دويست هزار بودند و ظاهرا وجهش اين بوده كه عوام و خواص همه عمل به حديث مىكردند و احاديث را حفظ مىنمودند و اميد است كه ان شاء الله بعد از اين به دولت پادشاه جم‌جاه ملايك‌سپاه صاحبقرانى بهتر از سابق شود . ( 1 / 477 - 478 ) هر ضررى كه به مذهب رسيده است از متابعت علماى عامه است و هميشه شيعه ارباب نصوص بوده‌اند و اخبار متواتره وارد شده است بر آن كه جايز نيست اين قسم علت‌هاى عقلى را در مسايل راه دادن كه پاره‌اى به قياس برمىگردد و پاره‌اى به استحسان و امثال اين‌ها از مزخرفاتى است كه مدار عامه بر اين‌ها است . . . الحمد لله رب العالمين كه الحال به دولت پادشاهان صفويه ادام الله تبارك و تعالى دولتهم الى قيام القائم تقيه در بلاد عامه نيز بر طرف شده است . ( 1 / 501 - 502 ) و چون حق سبحانه و تعالى به فضل خود چنان كرد كه از مدت پنجاه سال زياده است كه هميشه تتبع اخبار خاصه و عامه كرده‌ام بعد از تلمذ بسيار در خدمت فضلاى محققين رحمهم الله . ( 2 / 411 ) . . . و طلبهء علوم دينيه را اختلاف عظيم مىباشد در افراط و تفريط و راه وسط راه حق است كه اين كس مجملا بداند كه آنچه خداوند عالميان جلّ جلاله فرموده و آنچه انبيا و اوصيا صلوات الله عليهم فرموده‌اند حق است . . . جمعى را طريقه اين است كه خبرى را كه نمىفهمند رو مىكنند و مىگويند حديث خبر واحد است و اعتبارى ندارد و جمعى براى خود چيزها مىگويند و جمعى كه طالب علوم يقينيه‌اند مىگويند ، مىدانيم كه آنچه فرمودهء حضرات است حق است ما را ضرور است كه بفرمودهء ايشان عمل كنيم تا آن ابواب مفتوح گردد و اين مطلوب حقيقى است . ( 3 / 5 ) [ مرحوم آخوند ابتدا از جريان تسلط اصول‌گرايى بر تشيع ياد كرده و به عنوان شاهد به كتاب الغنيه ابن زهره و سپس به مجمع البيان استدلال كرده است . فرد اخير دربارهء رجعت ذيل آيهء وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً « 1 » مىگويد ما به آيه استدلال نمىكنيم كه بگويند ظنّى الدلالة است يا احاديث كه بگويند آحاد است ، بلكه مستمسك ما اجماع طاهره است . مجلسى اول پس از نقل مطلب يادشده مىنويسد : ] و دأب ايشان چنين بود تا قريب به زمان

--> ( 1 ) . نمل ، 83