الشيخ رسول جعفريان

575

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

اصفهان شايع كرده است . « 1 » ايشان در جاى ديگر مىگويد : بعيد است ملا محمد طاهر قمى ( م 1098 ) كه نزديك سى سال پس از فوت مجلسى اول ( 1070 ) در گذشته ، جرأت پاسخ‌گويى به رد مجلسى اول را داشته باشد . « 2 » حقيقت آن است كه اصل مطلب با اين استحسانات ، قابل انكار نيست و كسى كه خود به تفصيل در نشر اين موضوع نقش داشته ، يعنى سيد محمد ميرلوحى ، به صراحت اين شرح را آورده و اين گونه نيست كه از مسئله خبر نداشته است ! علاوه بر آن ، همان زمان اين امر ، خبرى شايع بوده است ؛ چنان كه سماهيجى در كتاب النفحة العنبريه ( تأليف سال 1132 ) مىگويد : از ثقات شنيده است كه ملا محمد طاهر قمى رساله‌اى در ردّ صوفيه نوشته و علامه محقق محمد تقى مجلسى آن را رد كرده است . سماهيجى مىگويد : من آن دو كتاب را نديده‌ام ؛ در اصفهان محمد تقى مجلسى به عنوان صوفى شهرت دارد ، اما فرزندش محمد باقر او را از اين اتهام مبرّا كرده است . « 3 » مهم‌تر آن است كه ، شرح چگونگى اين سه رساله را ميرلوحى كه خود معاصر مجلسى بوده است ، در سلوة الشيعة آورده و جاى هيچ‌گونه ترديدى نيست . وى اين مطلب را در اواسط سال 1060 نوشته كه ده سال پيش از در گذشت مجلسى اول است . به علاوه در حاشيهء نسخه‌اى از اصول فصول التوضيح ( ش 4296 مرعشى ) جملات بيشترى از توضيح المشربين آورده شده و در يك مورد ( برگ 47 ) در حاشيه تصريح شده است كه آن رديه از ملا محمد تقى مجلسى است . همچنين در هداية العوام ( برگ 132 ، 155 ، 156 ) آمده است كه رديه مزبور از ملا محمد تقى مجلسى است . گذشت كه كتاب هداية العوام از آن ملا محمد طاهر است كه در نسخه‌هاى موجود ، عصام الدين محمد به عنوان مؤلف ياد شده است . اهميت مناظرهء علمى - نوشتارى مجلسى اول و ملا محمد طاهر قمى دربارهء تصوف ، ما را بر آن داشت تا اين متن را در ادامهء بحث رويارويى فقيهان و صوفيان در همين كتاب به چاپ برسانيم تا ابعاد اين اختلاف در دورهء صفوى بهتر آشكار شود . 3 - شيخ على عاملى و تصوف يكى از چهره‌هاى علمى ديگر اصفهان كه از خاندانى اصيل و ريشه‌دار علمى و عرب مقيم اصفهان بود ، شيخ على نبيرهء شهيد ثانى است كه عمر درازى كرده ، و در سال 1103 در

--> ( 1 ) . آقابزرگ ، ذريعه ، ج 4 ، ص 498 ( 2 ) . آقابزرگ ، ذريعه ، ج 10 ، ص 207 ( 3 ) . سماهيجى ، النفحة العنبرية ، نسخهء 6320 مرعشى ، برگ 148 ؛ بنگريد : آقابزرگ ، ذريعه ، ج 4 ، صص 497 - 498