الشيخ رسول جعفريان

556

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

بدين ترتيب فيض اذعان دارد كه آنچه بر طريقهء اين مرام‌ها نگاشته ، تنها جنبه دانش‌اندوزى و تمرين داشته است . او پشيمانى خود را دربارهء آنچه بر او گذشته ، با آوردن اين شعر عربى نشان مىدهد : خدعونى نهبونى اخذونى غلبونى * وعدونى كذبونى فالى من أتظلّم پس از آن به بيان گمراهى پيروان طوايف اربع - متكلمين ، فلاسفه ، صوفيان و من عنديّين - پرداخته و رسوخ هواى نفس ، حب دنيا و رياست طلبى را در وجود آنان ، سبب افتراق و نفاق ميان آن‌ها دانسته است . وى خطاى برخى از آن‌ها را در اين مىداند كه « گمان كرده‌اند كه بعضى از علوم دينيه هست كه در قرآن و حديث يافت نمىشود و از كتب فلاسفه و متصوفه مىتوان دانست » . وى نگرانى خود را از اصطلاحاتى كه اين طوايف براى خدا و خلق ساخته‌اند ، چنين اظهار مىدارد : « بالجمله ، طايفه‌اى واجب و ممكن مىگويند ، و قومى علت و معلول مىنامند و فرقه‌اى وجود و موجود نام مىنهند و من عندى را هر چه خوش آيد » . آنچه از نظر فيض درست است ، بهره‌گيرى از مصطلحات قرآنى و روايى است . او در اين زمينه مىگويد : « ما متعلمان كه مقلدان اهل بيت معصومين و متابعان شرع مبين‌ايم ، سبحان اللّه مىگوييم ، اللّه را اللّه مىخوانيم و عبيد را عبيد مىدانيم . . . نامى ديگر از پيش خود نمىتراشيم و به آنچه شنيده‌ايم قانع مىباشيم » . از نظر فيض ، هيچ‌يك از اقاويل اين گروه‌ها ، در ميان آثار و اخبار نيست . به عقيدهء وى اين طوايف گرچه در حيرت بسربرده و در گمراهى قدم مىنهند ، اما انصاف - نامى كه رساله نيز بدان ناميده شده - اقتضاى آن دارد كه تا ما با وجود همهء اختلافات مذهبىشان ، آنان را خارج از ديانت ندانيم ؛ چرا كه آن‌ها سخنى نگفته‌اند كه بتوان به استناد آن ، نام كافر را بر آنان گذاشت . آن‌ها به خدا ، ملائكه ، كتاب‌هاى آسمانى ، انبياء ، قيامت و نيز شريعت معتقدند . البته اگر اثبات شود كه آنان از دائره ولايت ائمه اطهار عليهم السلام خارج‌اند ، در نگاه فيض از دايرهء ايمان به معناى اخص آن خارج‌اند ، اما از اسلام نه ، جز آن كه ناصبى باشند . روشن كه فيض ، با آن كه انتقادهاى خود را از صوفيه جدىتر كرده و اين بار به روش‌هاى معرفتى آنان نيز ايراد مىگيرد ، اما از سر همان تسامحى كه پيش از آن داشته ، حاضر نيست كه تن به برخوردهاى تند ضد صوفيانى بدهد كه از الفاظ تكفير و لعن استفاده مىكنند . وى پس از ارائهء احاديثى چند در اثبات راه و روش اخبارى خود ، به صراحت مىنويسد كه من « نه متكلم و نه متفلسف و نه متصوّفم و نه متكلّف ، بلكه مقلّد قرآن و حديث و پيغمبرم و تابع اهل بيت . » اين تجربه‌اى است كه فيض در طول سالها تحقيق و تعمق بدست