الشيخ رسول جعفريان

543

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

صوفى كه علاقه‌مند هستند تا همه را منسوب به خود كنند ، او را از نوربخشيه به حساب مىآورند . « 1 » به نظر مىرسد ، آنچه كه فيض در باب تصوف بازارى مطرح كرده ، آن اندازه هست كه او را از اتهام وابستگى به نحله‌هاى زنجيره‌اى صوفيان برهاند ؛ خواه از طرف مدافعان تصوف باشد و خواه از سوى مخالفان . براى مخالفان آنچه اهميت داشت ، گرايش فيض به تأويل‌گرايى بود ، كه از نظر آنان - البته با شدّت و ضعف - تعلق به صوفيان اهل سنت داشت . اما از نظر فيض ، نكتهء مهم آن بود كه وى با اجتهاد فكرى خود تلاش كرده بود تا از طريق اخبار و احاديث ، راه خود را تبيين كند . به سخن ديگر ، فيض به گمان خودش ، نه تنها از چارچوب فكر اخبارى خارج نشده بود ، بلكه از خود ، همّت زيادى در عرضهء آن‌ها براى ديگر محققان و عالمان ، نشان داده بود . مشكلى كه هست آن كه در مشى اخبارىگرى ، ظاهر بينى امرى جدى است . اما فيض كه سخت تحت تأثير آموزش‌هاى حكمى و عرفانى بود ، كوشيده بود تا آن ديدگاه‌ها را بر احاديث تحميل كند . با توجه به تطور آثارش ، توان گفت كه فيض به مرور ، از تأويل فاصلهء بيشترى گرفت و ظاهرىتر شد . فيض در دهه‌هاى اول زندگى خود و حتى تا سنين شصت سالگى ، شيفتگى بيشترى نسبت به عرفان و تصوف داشت ، اما پس از آن تا حدود زيادى از اين جريان دور شد . به عبارت ديگر ، اخبارىگرى فقهى وى ، تأثير معكوس بر كوشش او در تأويل اخبار و آيات به نفع عرفان گذاشته و سرانجام او را وادار كرد تا به ظاهر بيشتر توجه كند . در اين باره بايد گفت ، تغيير اوضاع بر ضد تصوف نيز بىتأثير در چرخش محدود فيض نداشت . زمانى كه كسانى چون ملا محمد طاهر قمى ، با وجود نفوذ گستردهء خود ، آن چنان بر تصوف مىتاختند ، فيض الزاما مىبايست اصرار كمترى بر انديشه‌هاى گذشته خود داشته باشد ؛ بلكه در مقابل ، همان‌طوركه خواهيم ديد ، با شدت به انتقاد از صوفيان بپردازد . كار تدوين محجة البيضاء به سال 1046 انجام گرفته است ؛ همان‌طوركه بسيارى از كارهاى ديگر او كه در اين سبك جاى مىگيرد ، از همان دوران است . فيض رسالهء شرح صدر را كه پس از اين مرور خواهيم داشت - در حال و هواى عرفان‌گرايى شديد خود نگاشته است ؛ گرچه به آرامى انتقادهايى نسبت به صوفيان در آن جاى گرفته است . اما همان فيض در رسالهء الانصاف كه آن را به سال 1083 نگاشته است ، از نوشتن برخى از آثار خود كه آن‌ها را بر اساس مبانى متكلمين ، فلاسفه و صوفيان نگاشته ، اظهار پشيمانى كرده و نوشتن آن‌ها را بر حسب تمرين عنوان كرده است . اين به معناى آن نيست كه او تمام

--> ( 1 ) . بنگريد : شيرازى ، طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 215 ، ج 3 ، ص 322