الشيخ رسول جعفريان

540

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

اوست . فيض به دليل داشتن مشى اخبارى از اين سوى مورد حمله قرار نگرفت ؛ اما در جانب تصوف ، به سبب اعتمادش بر برخى از آراء ابن عربى و غزالى و تأويلات باطنىگرايى خود مورد انتقاد شديد بود . توجه فيض به غزالى - البته بيشتر در جوانى - نمىتوانست بدون دليل باشد ؛ زيرا غزالى با وجود داشتن مذهب اشعرى - كه در قياس با معتزله ظاهرگرا بود - تمايلات عارفانه و صوفيانه داشت . « 1 » فيض نيز وقتى در آينه مىنگريست ، در آن نقش غزالى را مىديد و تنها چيزى كه استثناء مىكرد ، كنار نهادن سنىگرى غزالى و تمسك فيض به روايات اهل بيت عليهم السلام بود . به هر روى ، فيض مورد انتقادهاى زيادى واقع شده است . بخشى از اين انتقادها ، مربوط به زمانى است كه مورد توجه شاه عباس ثانى قرار گرفته در اينجا و آنجا پشت سر فيض نماز مىخواند و وى را به امامت جمعه برگزيد . اصولا اعتقاد به وجوب نماز جمعه ، آن هم از سوى كسى كه به امامت جمعه گمارده شود ، سبب برآشفتن شمارى از عالمان بود . انتقاد ديگرى كه به فيض مىشد ، مربوط به گرايش‌هاى صوفيانهء وى بود . آنچه كه هم بخشى از اين اتهام بوده و هم به طور مستقل اتهام ديگر به حساب مىآمد ، ديدگاه او دربارهء غنا بود كه در مفاتيح الشرائع و كتاب‌هاى ديگرش آن را مطرح كرده بود . با اين حال ، گستردگى كارهاى فيض ، به ويژه كتاب الوافى او كه توجه خاصش را به حديث نشان مىداد ، تا اندازه‌اى بار اين اتهامات را سبك كرده بود . با اين حال ، زمانى يكى از صوفيان از مشهد كه مدتى در اصفهان بود ، در بازگشت به شهر خود ، گفت : فيض نه تنها غنا و سماع را قبول دارد ، بلكه خود هم در چنين مجالسى شركت مىكند . اين امر سبب شد تا يكى از شاگردان فيض در اين باره از وى پرسش كند و فيض نيز پاسخى براى رفع اتهام بنويسد . متن اين پرسش و پاسخ در برخى از آثار ضد صوفى آن دوره درج شده است . در كتاب هداية العوام و فضيحة اللئام كه شرحش گذشت ، خبر يادشده به اين صورت آمده است كه مردى خراسانى ياد كرده است كه در اصفهان به عنوان صوفى مطالبى را عنوان مىكرد ، و به بهانه داشتن قروض فراوان ، مبالغى از مردم مىگرفت . پس از گذشت چندى كه افتضاح وى بالا گرفت ، به خراسان بازگشت و در آنجا بساط خود را پهن كرد . وقتى در معرض ترديد واقع شد ، براى رفع اتهام از خود گفت : « آنچه من به فعل مىآورم ، ملا محمد محسن كاشى مرا به آن اجازت داده و در مجلس او نيز بعضى از عاشقان به ارتكاب بعضى از اين فعلها قيام مىنمايند و او مانع نمىشود ، بلكه خود به آن امور ايشان را تكليف نموده ، از آن محفوظ مىگردد » .

--> ( 1 ) . اين علاوه بر آن بود كه برخى از عارفان و صوفيان ايرانى مىكوشيدند تا ثابت كنند غزالى مذهب تشيع داشته است . بنگريد : افندى ، همان ، ص 308