الشيخ رسول جعفريان

538

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

و هر نوع استدلال عقل‌گرايانه محض كشاند . به عبارت ديگر ، نظريهء اصالت وجود كه در نزديك كردن دو رشتهء عرفان و فلسفه وحدت ايجاد كرده بود ، شرايط را براى حملهء ضد صوفيان به فلسفه نيز فراهم نمود . با اين حال ، نبايد تصور كرد كه هر كسى تمايل به حديث و اخبار داشت ، لزوما ضد تصوف و عرفان بود . به عكس ، جريانى خاص وجود داشت كه هم‌زمان حديث و عرفان و فلسفه را با يكديگر پيوند داده بود . ملا صدرا ( م 1050 ) خود يك نمونهء روشن بود كه هم فلسفه مىدانست و هم به شرح احاديث علاقه‌مند بود ؛ جز آن كه اخبار را مطابق ذوق عرفانى و فلسفى خود شرح مىكرد . همين جريان به فيض كاشانى نيز منتقل شده بود . از نكتهء ديگرى هم نبايد غفلت كرد و آن اين كه برخى از اين جريان‌ها به مرور تغيير مسير دادند . اگر انديشمندى عمرى طولانى مىيافت ، ممكن بود كه در دهه‌هاى مختلف عمر خويش ، تغييرى در گرايش‌هاى معرفتى و مذهبى خود بدهد . ملا محسن فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ) در مرز فلسفه و عرفان ، بيشتر جانب عرفان را داشت و از آنجا كه عرفان و تصوف ، دست‌كم در راه‌هاى معرفت‌شناسانهء خود كاملا همسان بودند ، حملات ضد تصوف ، دامنه‌اش تا عرفان نيز كشيده مىشد . به همين دليل ، فيض به رغم انتقادهاى فراوانش از تصوف ، از حملات مخالفان تصوف به هيچ روى در امان نبود . « 1 » دربارهء فيض ، نكتهء ديگرى هم مطرح بود و آن اين كه وى فكر اخبارىگرى را پذيرفته و آن را در استنباطهاى فقهى و به عبارت ديگر در رد اصول دخالت داده بود . با اين حال ، در عرفان و فلسفه هنوز به سنت‌هاى گذشته وفادار بوده و پيش‌فرض‌هاى موجود در عرفان را در ذهنيت خود داشت . دربارهء جمع بين اخبارىگرى و عرفان بايد گفت ، فيض راه حل را در اين ديده بود تا در متن اخبار به جستجوى عرفان بپردازد . به سخن ديگر ، او خواستار آن بود تا دانش عرفان و فلسفه‌اى را كه قبلا در نزد استادش ملا صدرا آموخته بود ، از اخبار بيرون آورد ، حركتى كه خود ملا صدرا نيز در شرح بر اصول كافى و نيز تفسيرش بر قرآن بدان توجه داشت . در واقع ، فيض در شرايطى قرار گرفته بود كه مىبايست در نهايت ظرافت با جريان اخبارىگرى كه به مرور بر حوزهء فكر دينى غلبه يافته بود ، كنار بيايد . وى در اين كار ، توفيق جالبى داشت و توانست با نگارش الوافى و الصافى جايگاه خود را به عنوان يك انديشمند اخبارى و معتقد به حديث ، در ميان عالمان زمان خود و پس از آن ، حفظ كند . كتاب وافى فيض ، دست‌كم تا دو قرن ، مورد استفادهء رسمى بوده و در نهايت ، با تحولى كه در فقه پيش آمد ، به مرور وسائل‌الشيعهء شيخ حرّ عاملى ( م 1104 ) جاى آن را گرفت .

--> ( 1 ) . يكى از مخالفان وى ، عموزاده‌اش شاه فضل كاشانى بود كه كتابى در رد بر الوافى فيض نوشت ؛ بنگريد : افندى ، رياض ، ج 4 ، ص 316