الشيخ رسول جعفريان

528

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

ياد كرد . ملا صدرا در مقدمه و مقالات چهارگانهء كتاب ، مباحث مختلفى را در افشاى وضعيت اين گروه مطرح كرده است . آنچه از نظر وى مهم است ، اين كه ، پيش از شروع به رياضت و مجاهده با نفس ، لازم است تا شخص علم و دانش كافى فراگيرد . به نظر وى ، كسانى كه در زمان وى در مقام « ارشاد و خلافت » نشسته‌اند ، بيشترشان ، بلكه همه‌شان ، احمق‌هاى جاهل به روش‌هاى معرفتى و ارشادى هستند . « 1 » بيشتر چيزهايى كه در اين زمان ، متصوفه به آن روى آورده و واعظان عوام به آن سرگرم هستند ، « كلمات مزخرفة شعريّه » است ؛ آن هم اشعارى كه در وصف عشق و جمال معشوقان و شمائل محبوبان و شادى وصال و الم فراق آن‌هاست . « 2 » وى فصلى خاص را نيز به بطلان شطحيات متصوفين اختصاص داده است ؛ مطالبى كه در شناخت وضعيت صوفيان اين دوره بسيار بسيار با ارزش است . در اينجا حمله‌اى نيز به فقيهان دارد : چگونه مىتوان نام فقيه را بر كسى كه نزد حكام و سلاطين ظالم رفته و با فتاواى باطل خود آنان را كمك مىكند ، اطلاق كرد . « 3 » وى افرادى را كه با سفسطه و تقليد از اقوال حكما خود را شبيه به حكما و عرفا در آورده‌اند ، مانند حيوانات تقليدگرى چون ميمون و طوطى و با بچه‌هايى مىداند كه اداى بزرگترها را در مىآوردند . « 4 » فغان ز ابلهى اين خران بىدم و گوش * كه جمله شيخ‌تراش آمدند و شيخ‌فروش شوند هر دو سه روزى مريد نادانى * تهى ز دين خود و خالى از بصيرت و هوش وى مىافزايد : بيشتر كسانى كه در صوامع مىنشينند تا با انگشت به آنان اشارت شود ، يا در خانقاه‌ها مىنشينند تا به زهد و كرامت شهرت يابند ، احمق ناقص ملعون هستند . نكتهء قابل ملاحظه ، شيفتگى اين قبيل عارفان به انديشه‌هاى غزالى است كه در نهايت نسخه‌اى شيعى از آن توسط فيض كاشانى آماده شد ؛ اما پيش از آن ، كتاب يادشده ، همواره مورد توجه عارفان شيعه در ايران بود . از جمله ، شاه صفى از ملا صدرا خواسته بود تا اين كتاب را به فارسى درآورد . على نقى كمره‌اى كه آن زمان قاضى شيراز بود ، با ستايش از ملا صدرا ، درخواست شاه را براى ترجمهء اثر يك سنّى مورد انتقاد قرار داده است . وى حتى ، درآميختن آن را با معارف اهل بيت - كارى كه اندكى بعد فيض انجام داد - را نيز نادرست شمرد . « 5 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 23 ( 2 ) . همان ، ص 27 ( 3 ) . همان ، صص 32 ، 92 - 93 ( 4 ) . همان ، ص 103 ( 5 ) . بنگريد به گزارش ما از كتاب همم الثواقب كمره‌اى در همين مجموعه با عنوان گزارش انديشه‌هاى