الشيخ رسول جعفريان

79

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

كرده و به رسالهء شهيد ثانى - كه به عقيدهء مىگويد كان عنده علم الدنيا - در وجوب نماز جمعه اشاره كرده و از قول او نقل كرده كه گفته است كه اين فتوا دربارهء نماز جمعه باعث تنفّر قلوب از شيعه مىشود . شعرى هم دربارهء نماز جمعه آورده : به مذهب كه درست و به ملت كه تمام * جماع متعه حلال و نماز جمعه حرام وى در بخش ديگرى به بيان عقيدهء شيعه دربارهء امامت پرداخته و به ديدگاه‌هاى مختلف دربارهء حوزهء قدرت مجتهد اشاره مىكند . در انتها سؤال وى اين است كه شاه طهماسب نه امام معصوم است نه مجتهد ، چگونه شيعه او را اطاعت مىكنند ؟ نظر او دربارهء شاه طهماسب اين است كه ، با اين كه هفتاد و پنج سال عمر كرده ، غير از روز عاشورا نماز نخوانده است ؛ و اين البته كذبى آشكار است . آنگاه به بحث از لعن پرداخته و به اهميت آن نزد شيعه و اين كه حتى آن را وسيلهء شفاى مريض مىدانند ، اشاره كرده است . ايضا به تخريب قبور اوليا كه همان مشايخ صوفيه باشند ، اشاره كرده است . همچنين به قبر بابا شجاع الدين و جشنى كه روز نهم ربيع برگزار مىشود پرداخته است . دربارهء كاشان ، اين شعر حيرتى شاعر شيعى را نيز آورده است كه : خوارم اندر ولايت قزوين * چون عمر در ولايت كاشان و نيز شعر مولوى را كه « سبزوار است اين جهان كج‌مدار * ما چو بوبكريم در وى خوار و زار و اين مثل كه « و علىٌّ فى عمّان كعمر فى قاسان » . شرحى هم از نوع عزادارى براى امام حسين عليه السلام آورده است . وى پيشگويى مىكند كه عن قريب دولت صفويه سرنگون شود . او اشعارى را كه خود دربارهء شيعيان سروده ، آورده است : اى كه بگشاده‌اى به لعن زبان * لعن خود مىكنى به يقين مىدان لعن باشد نشان نادانى * نبود شيوهء مسلمانى ابيات ديگرى در ادامه ، در همين زمينه آمده است . خاتمهء كتاب دربارهء تكفير كسى است كه صحابه را سب مىكند . وى در اين زمينه آراى فقهاى اهل سنت را نقل كرده و خود نيز در انتها عقيدهء خويش را آورده است . او مىگويد : ثم اعلم انه مع مبالغتى فى ترجيح تكفير الرفضة ، لا أفتى بجواز قتلهم . . . بل أفتى بجواز مقاتلتهم لاقامة شعائر الاسلام . مؤلف خدمت خود را در دولت عثمانى ، زكات خدمت پدرانش در دولت صفوى مىداند . پس از آن شرحى از نسب خود به تفصيل بيان كرده و مشايخ خود را نيز ياد مىكند . اسامى تأليفات خود را نيز در انتها آورده است . به نقل عالم‌آرا آمده كه وى در هنگام مرگ در مكه ( در سال 995 ) وصيت كرد تا او را بر طبق مذهب اماميه دفن كنند ! اين مطلب در حديقة الشيعة منسوب به محقق اردبيلى هم آمده